باشيگرى سرافراز گرديده پايهء قدر و منزلتش بلندى يافت و الكاى رى كه اقطاع عليقلى خان شاملو بود به او شفقت شد و چون موسم بهار بسر آمده هوا از اعتدال ربيعى روى بگرمى آورد موكب نصرت قرين از قشلاق مازندران در حركت آمده چون آوازهء حركت لشكر روم مير سيد عنان عزيمت بدار السلطنهء قزوين معطوف داشته در بهترين زمانى در دولتخانهء مباركهء آنجا نزول اجلال فرمودند و از قزوين [ 746 ] به جهت انتظام امور سرحد آذربايجان و گرجستان لواى جهانبانى بدان صوب در حركت آورده بلدهء سلطانيهء مضرب سرادقات عز و اقبال گرديد رستم بيك يساول صحبت كه بوفور اهليت و كاردانى متصف و برتبهء ديوان بيگى گرى سرافراز شده بود بدار السلطنهء تبريز فرستادند كه باتفاق حاكم تبريز و امراء آنطرف از سرحد وان خبردار بوده در دفع فساد روميه و اكراد آن سرحد كوشيده مساعى جميله بظهور آورد .
از سوانح اقبال كه در اين سال بحيز ظهور آمد خلاصى يافتن قزاق خان چركس بيگلربيگى شيروانست از حبس موراو و طاغيان گرجى كه در راه قراقلخان گرجستان بنوعى كه در محل خود تحرير يافته گرفتار گرجيان شده مدتى مديد محبوس بود چون مهمات موراو در گرجستان بر نهج دلخواه انتظامى نداشت يك دو نفر از محافظان از او تطميع يافته در زمان فرصت او را برداشته از گرجستان بيرون آورد و بسلامت باردوى قورچى باشى رسانيدند و بعد از عرض و استجازهء همايون روانهء شيروان گشته بوكلاء و نايبان و متعلقانش كه در شيروان بودند پيوست و بدستور بيگلربيگى آن ولايت است .
ديگرى از سوانح اقبال رفتن قورچى باشى است بر سر قلعهء آخسقه و بدست درآمدن آن قلعه بنيروى دولت ابد پيوند
سابقا مذكور شده كه حكومت آخسقه گرجستان مسق بسليم خان شمس الدينلو و محافظت قلاع آنجا به او و جمعى تفنگچيان متعلق بود .
در سال گذشته بنا بر هر گونه فتن و فتور كه در گرجستان و سرحدها واقع بود و آوازهء آمدن سپاه روم ميرسيد و از ابازه پاشاى حاكم ارز روم كه قرب جوار ولايت مذكور است آثار نااخلاصى و حيله - اندوزى بظهور آمد محافظان قلعهء آخسقه كه معظم قلاع آنجا است واهمه نموده از بيم محاصره و تسخير در اقامت قلعه متزلزل گشتند و چون تعمير شكست و بست قلعه هنوز نشده بود و چنانچه بايد استحكامى نداشت سليم خان نيز صلاح در توقف نديده بيرون آمده بقورچى باشى پيوستند مرتضى پاشا نامى از امراء رومى كه در قراچه اردهان حوالى آنجا ميبود براى خود يا بفرموده و صلاح ابازه على اى - التقديرين قلعه و مملكت خالى يافته متوجه آن صوب گشته تصرف نمود و قورچى باشى كه با بعضى امراء در قراباغ قشلاق داشت از يورت قشلاق حركت كرده بحدود ايروان آمده بود بتخسير قلعه مذكور مأمور گشت و زمان بيك ناظر كه با گروهى از تفنگچى و تفنگچى باشيان در سال گذشته بآذربايجان رفته بودند حسب الامر بقورچى باشى پيوسته بر سر آخسقه رفتند و قلعه را محاصره كرده از اطراف و جوانب سيبهها پيش برده يك دو حصار آن را گرفته مرتبه مرتبه پيش ميرفتند روميه چند گاه قلعه دارى كردند چون قلعه مشرف بتسخير گشت و دانستند كه عنقريب بقهر و غلبه مفتوح ميگردد و از هيچ طرفى مدد نرسيد مرتضى پاشا طرح صلح انداخته دست از قلعه دارى بازداشت برين نهج كه روميه از