اجتهادات او
در نوبت خلافت كار ملك و ملّت بىمخافت ساخته و طنطنهء اسلام در اقصاى نيمروز و خراسان « 1 » انداخته . نهال دين متين ( 9 - ر ) در جويبار ماوراء النهر به عهد او سر كشيده و به گوش اهل سمرقند در زمان او سمرقند اسلام رسيده است . در شامگاه عصر خلافتش آفتاب دين عالمتاب در اقاصى مغرب طالع گشته و نور ملّت در ظلمات هندوستان به دور او لامع شده . در يوم الدّار خانهء قرارش چون كوه ثبير راسخ بوده و با وجود هدم ظالمان جدار اصطبارش چون جبل أحد شامخ تا از تلخى جور ظلمه ، شربت خوشگوار شهادت چشيده است و ياقوت خونش بر درّ مكنون
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ
[ 2 / 137 ] چكيده است .
ابيات
آن كه منشور جود و احسان است * شيخ عثمان ابن عفّان است
از عطايش فلك كند آزرم * از حيايش مَلَك بود در شرم
از عطا برد و شرم بخشيده * وز حيا بُردِ شرم پوشيده
سعى كردن به جمع قرآنش * گوييا آيتىست در شأنش
جود او موجب سرور نبى * خانهاش روشن از دو نور نبى
مال اگر داشت صرف حقّ مىكرد * كار دين را بر آن نسق مىكرد
مال او خون دشمنان مىخورد * گنج او رنج دوستان مىبرد
نى چون مال تو مار مانا بود * نى چو گنج تو رنج افزا بود
رضى اللّه عن ابي عمرو * ما اقتفى أثره اولو الأمر ( 9 - پ )
مناقب مرتضى على رضى اللّه عنه
چهارم خلفاى كرام كه چون خورشيد اوج چهارم نور كمالش آفاق را منوّر ساخته است و
هامش
( 1 ) .K: خوراسان