سير ، صاحب سنّت « انّ الشّيطان ليفرّ « 1 » من ظلّ عمر » ، است - رضى اللّه عنه . آن مقيم بر صراط مستقيم كه از استقامت سالك رهبرى او : « ما سلك عمر فجّا إلّا سلك الشّيطان فجّا آخر » ، خبرىست و از مآثر كمال ملّت پروريش « لو كان بعدى نبيّا لكان عمر » « 2 » ، اثرى .
عزيزى كه در مصر كرامت رتبت « ما زلنا فى عزّ منذ اسلم عمر » يافته و در ميدان سبقت به دعاى : « اللّهم ايّد الدّين « 3 » باحد الرّجلين » ، اسب « 4 » ابو جهل لعين برتافته « 5 » است ، فاروقى كه در مظان تشابه آرا و تصادم اهوا ، حقّ و باطل از او مفروق گشته و نصايح تلخ او در شفا خانهء اسلام زهر كفر را ترياق فاروق آمده . ارباب توقير ( 8 - ر ) درّهء تعزير او را هنگام تقرير حق ، درّة التاج تعظيم و تعزيز شناختهاند .
مساعى و اجتهادات او و اصحاب نبىّ كبير صلّى اللّه عليه و سلّم
در سايهء علم امامت او رايت نشر شريعت بر افراخته ، از جدّ شديدش قصر قيصر ، ثانى ايوان شدّاد شده و از رأى سديدش طاق كسرى تالى ارم ذات العماد گشته . مشام شام را از طيب اسلام مطيّب داشته و مرام روم را از ابلاغ ايمان مرتّب داشته . دفتر سواد عراق را از ارقام شرك و نفاق پرداخته و فارس رأيش به عزم تسخير بر اطراف فارس تاخته « 6 » است .
به زلال تيغ ، آذر آذربايجان « 7 » نشانيده و حرز دين را به دربند خزر رسانيده . وجه معيشت از كسب خشت سازى ساخته تا قصر متين دين برافراخته و كعبهء شريعت را لباس رفع التباس پوشانيده و خود به كهن « 8 » خرقهء پشمين « 9 » ساخته . چون كار خلافت بىمخافت آفت به پايان رسانيده ، در شور شورا رقم امارت كبرى بر عثمان كشيده .
هامش
( 1 ) .F: يفّر ؛K: در بالا به همان خط : يخاف
( 2 ) .K: نبّى لكان عمر بن الخطّاب
( 3 ) .K: الاسلام
( 4 ) .F: « است » با توجّه به نسخهءK، كه در بالا به « اسپ » اصلاح شده ، تصحيح شد .
( 5 ) .K: پر تافته
( 6 ) .F: تافته
( 7 ) .K: آذربيجان
( 8 ) .K: كهنه
( 9 ) .K: پشمينه