تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
آن كه او نور بزم اصحاب است * شيخ ابو حفص ابن خطّاب است
دست ملّت قوى ز بازوى او * قوّت پشت دين ز پهلوى او
ظاهر از بيّنات ، فضل عمر * شهرهء كاينات ، عدل عمر
از نبى يافته زيادهء علم * جام عدل است پر زبادهء علم
روزى خود ز خشت سازى ساخت * قصر دين را بر آسمان افراخت ( 8 - پ )
خشت در زير سر به خاك افتاد * سر به خشت زر فلك ننهاد
بود در آفتاب خسبيده * ديو از سايه‌اش بترسيده
درّه‌اش مغز كوب حيلت و ريو * زو گسسته دوال بازى ديو
رضي اللّه عن ابي حفص * اجهد المعنيّين في الفحص

مناقب عثمان رضى اللّه عنه

و ثالث الشّيخين و اوّل الصدّين « 1 » ، امام ثالث ماحى آثار مثاني و مثالث ، صاحب المحاسن و المناقب ، الخالص عن المساوى و المثالب ، سابق در ميدان اذعان بىريب و مظنّه صاحب منقب « عثمان رفيقي فى الجنّة » است - رضى اللّه عنه . آن امامى كه كشتزار وقار از حياى حياى « 2 » او نامى گشته ، و عرق استحيايش باران مزرع عفّت و نيك نامى شده است . به سهم « 3 » ذمّ اعداكى جوانمردى مكلوم گردد كه رقيّه‌اش مدحت ازدواج رقيّه و امّ كلثوم گردد . منقبت تجهيز جيش تبوك « 4 » علم احسانش بر افراخته است و تصدّق به زلال چاه رومه مشرع كمالش را از مناقص مذمومه پاك ساخته « 5 » . جمع آيات قرآنى از مصحف شرف او آيتى و ضمّ بيّنات فرقانى از رفعت شأن او روايتىست .
هامش
( 1 ) .F: الصّهرين ( 2 ) .K: « حياى » ندارد ( 3 ) .F: سم ؛Kدر بالا به « سهم » تصحيح شده است . ( 4 ) .K: منقبت من جهّز عيش العسرة فله الجنّة ، علم . . . ( 5 ) .K: عبارت « و تصدق . . . ساخته » را ندارد .