تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
علىّ يوم الخندق توازى عمل « الثّقلين » ، سرمايهء اعمال اوست . « 1 » روز خيبر بيضهء فرق مرحب يهود را به ضربهء تيغ تباه « 2 » كرده و در مصاف حنين به قوّت اصطبار لشكر انصار را در پناه آورده . چون نوبت به خلافت [ به حضرتش رسيده ] در قتال بغات شتافته . به معاونت اغيار راضى نه و به حكم « اقضاكم علىّ » ، جز به حكم حقّ قاضى نه . در ظلمت قتال جمل و صفّين جز چراغ دين نيفروخته و علماى شريعت را سيرت قتال اهل بغى آموخته ، تا آنكه نيلوفر تيغ ابن ملجم بر سمن عارضش گل سرخ شكفانيده و سوسن دم بستهء خنجر آن پر ستم ارغوان بر بهارش ريزانيده ، چون گل خنده زنان « فزت و ربّ الكعبة » گويان به روضهء رضوان خراميده و در گلستان لطف ( 10 - پ ) و احسان ذى المنّ و الإكرام آرميده است . منقبة منظومة
هست بر اوج چرخ احسان ، بدر * شاه مردان علىّ عالى قَدر
ذو الفقارش كه بازِ اوج وغاست * طعمه‌اش مغز دشمنان خداست
كلّه‌اى كو ورا مقرّ باشد * هيمهء آتش سَقَر باشد
اين فلك حلقه‌اىست پيرش او * اين جهان بيشه‌اىست شيرش او
كورى چشم دشمنان بغا * روبهان مغاك مكر و دغا
منتهاى مطالبش خوانم * اسد اللّه غالبش خوانم
در زمان خلافتش غم بود * زانكه او پيشتر ز عالم بود
عقل حيران اين چنين معنى * نيك گفته سنايى اين معنى
زان نگنجيد در سراى سترگ * كه جهان خرد بود و مرد بزرگ
رَضى اللّه عن أبي الحسن * ما درى الجفن لذّة الوسن
هامش
( 1 ) .F: است . ( 2 ) .F: تبا