وصف أمير المؤمنين حسن رضى اللّه عنه
چون نيشكر قامت على كه در باغ امامت مستعلى بود ، شكسته گشت و در علم كه در فضاى خلافت مفتوح بود . بسته شد ؛ نبات حسن اكبر السّبطين أمير المؤمنين ابى محمّد الحسن - رضى اللّه عنه - به مذاق خلافت موافق و وجود با جودش « 1 » مسند ( 11 - ر ) امامت را لايق بود تا به سيرت حميده و سنّت حسنه « مدّة الخلافة بعدى ثلثون سنة » ، به سر آورد و از مراد خود گذشته ، مراد ديگران را برآورد . جود عزيز و كرم عديم النظير آن سبط جواد بر عالميان لايح گشت و معجزهء « انّ إبني هذا سيّد ، و لعلّ اللّه ان يصلح به فئتين عظيمتين « 2 » من المسلمين » ، همگنان را واضح شد .
چون مذاق زندگانيش به زهر قتّال ادانى وداع لذّت حيات فانى كرد ، جهت اقامت حقوق امامت و طلب ادامت امن و استقامت أصغر السّبطين اكبر الشّهداء و الخافقين أمير المؤمنين ابى عبد اللّه الحسين - رضى اللّه عنه - در مقام مبارات بغات قيام نموده و جهت دفع فرقه « ثمّ يكون بعد ذلك ملكا عضوضا » ، كه بسى ماه [ و ] « 3 » سال ، صبح كاذب آسا رايت ايالت بر افراشته و پايهء سلطنت را به دست و دندان نگاه داشته بودند ، از مكّهء مباركه به ارتحال صوب عراق اقدام فرمود ، مهيّجان مواد كرب و بلا در دشت كربلا آن ريحانهء مصطفى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - سر چون شكوفه « 4 » بر شاخ نيزه برآوردند و ايّام جليل البركات آن امام را از شنايع حركات به سر آوردند . آن دو سيّد شهيد از جور ظلم هر پليد « بلّغهم اللّه ما يستحقّونه و يزيد » ، مقتداى شهدا و پيشواى سعدا شدند - رضى اللّه عنهما و عن ابيهما و عن محبّيهما اجمعين .
ابيات ( 11 - پ )
آن دو سبط بلند رتبت را * آن دو خورشيد اوج قربت را
دشمنانش الم رسانيدند * زهر و تيغ ستم رسانيدند
آن دو ريحان باغ پيغمبر * آن دو چشم و چراغ پيغمبر
هامش
( 1 ) .F: وجوش .
( 2 ) .K: « عظيمتين » ندارد .
( 3 ) .KP: ندارد ، با توجّه به فحواى عبارت افزوده شد .
( 4 ) .K: شكوفه + را