عظم « 1 » شأنش در عالم انتشار يافت . ملك مصر به اخوّت « 2 » او افتخار نمودى و پادشاه روم او را والده فرمودى . هيچ ايلچى از جايى به پايهء سرير خلافت مصير نيامدى كه ايلچى حضرت مهد عليا همراه نبودى و هيچ حاكم تبرّك و پيشكشى نكشيدى كه توسّل به خدمت و تبرّك او را لازم نديدى .
و حضرت مهد عليا نيز در جهات مصالح ملك و دين و اثارت خيرات و مبرّات سعى « 3 » متين « 4 » فرمودى و از جملهء خيراتش مسجد جامع ( 216 - پ ) كبير شهر تبريز است كه آثار آن مشرف بر انطماس و اندراس شده بود و آن حضرت اموال « 5 » وافره و تومانات متكاثره در آن جا مبذول فرمود و در قبلهگاه « 6 » قديمش قبّهء رفيع عالى كه همچو بنيان مفاخر و معالى حضرت اعلى بر اوج كيوان متعالى بود ، بر قمّهء « 7 » سماك و گنبذ افلاك برافراشت . قبلهء مستقيمش به گوش هوش راغبان طاعت ملك علّام نواى
فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
[ 2 / 144 ] درداده و بر روى خاشعان مصلاى راز و متوجّهان وجوه « 8 » عبادات و نماز ، باب بابهاى
فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
[ 2 / 144 ] گشاده و در جوانب و اطراف و حوالى و اكناف آن طاقهاى منقّش به نقوش كاشى كه هر قطعهاش رشك فيروزهء سپهر و هر وصلهاش طيرهء شمسهء مهر تواند بود ، ساخته و پرداخته شد .
مثنوى « 9 »
قبهاش رشك گنبذِ كيوان * طاق او جفت طاق كاهكشان
سبز بنموده گنبذِ مينو * گوييا هست عكس قُبّهء او
معبد مردم سحر خيزست * بيت معمور « 10 » شهر تبريزست
رجاى واثق است كه سعى ساعيهء « 11 » « من بنى للّه مسجدا ، از مبرّة عظيم المنّة ، بنى اللّه له
هامش
( 1 ) .P: عظم + و .
( 2 ) .P: ياقوت .
( 3 ) .P: سحر .
( 4 ) .PF: مبين .
( 5 ) .F: مال .
( 6 ) .K: قبه .
( 7 ) .P: قبهگاه ،K: قمطان .
( 8 ) .F: وجهه ؛P: متوجّان وجوه .
( 9 ) .P: شعر .
( 10 ) .P: هم مصلاى .
( 11 ) .P: عبارت « رجا . . . ساعيه » را ندارد .