ورد صيام اعتناى تمام حاصل ، و پيوسته مسئولش « 1 » حين دعا در حالات مرجوّ الاجابة آن بود كه به فراق اكارم اولاد مبتلا نشود و به فوت اعزّهء احفاد مشاهد نزول بلا نگردد .
در اين هنگام كه حلول آن ( 217 - پ ) وقايع ضروريّه « 2 » متقارب گشته بود و وصول آن دواهى بر خاندان پادشاهى مقارن شده « 3 » ، دعاى آن حضرت به اجابت اقتران يافت و اوّل پيك مرض منذر به حوادث به خدمت آن حضرت شتافت و در اوسط « 4 » شهر ذى الحجّه آن حضرت را مرض صعب روى نمود و بعد از ايّامى از منزل دنيا به حرم عقبى نقل فرمود و از خدر عفّت كه نمونهء ستر عفاف ملكوت بود به محمل تابوت انتقال يافت ؛
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
[ 2 / 156 ] . گويى اصل شجرهء دولت آن روز از بيخ برآمد و فروغ را آفت حادثه آن ساعت از در درآمد .
چند روزى « 5 » پادشاهزادهء مكرّم ، عزيز مصر عزّت ، ماه فلك حشمت ، ابو العزّ اميرزاده يوسف ميرزا - رحمه اللّه رحمة واسعة - به عيادت والدهء ماجده فرموده بود و ديدهء تحيّر بر آن مرض خوفناك گشوده . مشاهدهء شدت آن دردمندى با وفور تحنّن فرزندى مضموم گشته ، خاطر شريفش را بسيار مهموم و مغموم گردانيد و چون از آن جا مراجعت فرمود ، آفت مرض سارى ، جارى در عروق و مجارى شد و ايشان را هم مرضى اصعب « 6 » و رنجى اتعب « 7 » روى نمود ، و الحكم للّه تعالى .
هامش
( 1 ) .P: مسيوالش .
( 2 ) .P: ضرورى .
( 3 ) .P: شود .
( 4 ) .P: اواسط .
( 5 ) .KP: روز از .
( 6 ) .F: صعب .
( 7 ) .F: تعب .