تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧

گفتار در توجه رايات وافر الفراغ به قشلاق آخر قراباغ « 1 » ( 212 - ر )

رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ
[ 106 / 2 ] بلا مزاحمة القناء و السيف ، از جملهء نعمىست كه حضرت خالق المنّ و الاحسان ، ساكنان حرم محترم خود را بدان « 2 » ممنون گردانيده است و طايفهء قريش را كه به كرامت شمايل اكرم قبايل‌اند بر سر آن خوان « 3 » عيش هنى « 4 » نشانيده . و فى الواقع بر حسب تجارب ، معلوم اين ضعيف گشت كه جماعتى كه [ در فصول ] سال معوّد به انتقال شده‌اند ، ايشان را نعمتى « 5 » كرامت شده كه ساكنان بلاد و متوطّنان ديار را حاصل نيست ، از جمله اكثر اوقات از اعتدال هوا در راحت و از شرّ اهويهء « 6 » متعفّنه در استراحت‌اند . چون فرّاش قدرت اطنبهء اشعهء [ خيمهء ] خورشيد را راست كشيد و ضيف « 7 » صيف از راه هوا گرم رسيده در منزل خاك جاى گرفت ، در سبزه‌زارهاى خرّم و چمنهاى رشك ارم خيمه و « 8 » خرگاه برافراختند . هر ساعتى از سلسبيل سلسالى شرابى و از عين طهورى گوارنده آبى مىنوشند .
هامش
( 1 ) .P: عنوان را بياض گذارده است . ( 2 ) .F: نمودار ابدان ؛P: عوا را . ( 3 ) .PF: خان . ( 4 ) .F: هستى . ( 5 ) .P: نعمت . ( 6 ) .F: هواى . ( 7 ) .F: صنف . ( 8 ) .F: در .