مطلع « 1 »
هر سو كنار آبى ، بنشسته نازنينى * هر گوشه تازه سروى ، جايش گل زمينى
و چون جنود برودت از كرهء زمهرير ميل به انحدار كرد و سپاه برف و باران « 2 » از صوب آلاچوق منجوق به جلگهاى زمين رسيد . وقتى كه در آفاق جز خضرت قوس قزح كسى سبزهزارى جهت اثارهء « 3 » فرح نبيند و در روى زمين ياسمنى غير برف نچيند . بيوت از قصب در ميان سبزهء تر همچو قضيب « 4 » زركش بر بالاى چتر اخضر مهيّا داشتند و علم آتش در ميان منقل سيمين همچو شاخ گل در وسط ياسمين برافراشتند .
مثنوى « 5 » ( 212 - پ )
گلِ آتش ميان « 6 » آتش گل * فرازش دود همچون « 7 » شاخ سنبل
شده از جَمرهء نارى « 8 » فروزان * سراى هر كسى كان « 9 » بدخشان
و سزاوار ارباب ابصار آنكه چون مواهب پروردگار چنين نعمتى بزرگوار كرامت فرموده باشد ، هر گل زمينى را سجده گاهى سازند و هر برگ ياسمينى را ورق دفتر انتباهى دانند .
خايف باشند از آنكه اين كرامت متألف « 10 » شود و نعم متوافق متبدّل به نقم « 11 » [ متخالف ] « 12 » گردد . ترسند از آنكه مبادا چون اهل سبا كواعب مواهب سبى نوايب گردند « 13 » ، و سيل عرم آفات سدّ دخول مخافات را بردارد . آن گاه هر كه زبان استعداد دعاى
رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا
[ 34 / 19 ] گشوده باشد ، او را تضرّع
رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ [ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ ]
« 14 » [ 23 / 99 ، 100 ] - الآية - به كار نيايد .
و علماى تفسير در تفسير [ اين ] آيت كريمه [ كه در ] سورهء نحل واقع است و آيت
هامش
( 1 ) . شعر .
( 2 ) .K: باران + را .
( 3 ) .P: اثارت .
( 4 ) .PF: قصب .
( 5 ) .P: شعر .
( 6 ) .P: مثال .
( 7 ) .P: همچو .
( 8 ) .F: نار .
( 9 ) .P: كار .
( 10 ) .KPF: تألف .
( 11 ) .F: نعم .
( 12 ) .KPF: متوالف ، با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد .
( 13 ) .F: گردد .
( 14 ) .FP: ندارد ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .