ملك آن است كه از رعيّت صلهاى بستانند و به وصلهء لشكر نشانند . و الّا ناب اطماع « 1 » مخالفان عن قريب بر ملك تيز گردد و از فقدان عدّهء عسكر در مملكت خللها روى نمايد .
فقير گفتم حفظ مملكت از شرّ اعدا بر صاحب وزارت كبرى واجب است و تدبير آن به وجه مناسب بسيار مناسب ؛ فامّا اثبات آنكه ارسال اصحاب به عراق و فارس متضمّن اين غرض باشد ، در حيّز تعسّر و تعذّر است ، بلكه ظاهر و متبادر آنكه حشاشهاى كه رعيّت و عسكر را مانده فداى قدوم مخاديم خواهد شد و نيم جانى كه دارند « 2 » به رسم ميهمانى پيش خواهند كشيد . بنابر آنكه به واسطهء تعدّيات عمّال و كلانتران ممالك ، عامّهء رعايا خود پايمال حوادث و مهالك شدهاند و به علّت آنكه تدبير امور نه بر نهجى « 3 » لايق و منهجى موافق « 4 » است و لشكر هرگز به يورش و جارى « 5 » و طلب احضارى متكلّف « 6 » نيستند ، اكثر ايشان راه شجاعت را گذاشته طريق زراعت پيش گرفتهاند و از بسالت و سماحت « 7 » به اكارت و فلاحت ميل كرده « 8 » ؛ ( 209 - پ ) معظم ارباب عراق تركان بزرگ چماقند .
اكنون ارباب كفايت كه به عراق رفتهاند ، اگر تتبّع عيوب و تصرّفات ايشان كنند ، عرق بغضا و غضب در ايشان نابض گردد و با آنكه از وجوه تفاوت ايشان چيزى حاصل نگردد ، در خواطرشان حقود و ضغاين سر برزند ، ديگر شايستهء اعتضاد و محلّ اعتماد نباشند و امر عامّهء رعايا خود در تفاوت معكوس است و حال تصرّفشان از سمت ارتفاع منكوس « 9 » . پس چند دينارى كه ممكن الوصول است ، خرده ريزهء رزق علماى كبار و مشايخ زاويهدار و غرغشههاى انجو و مجهول المالك « 10 » خواهد بود و اين ضعيفان چون از اعانهء پادشاه قانط باشند ، به اغاثهء حضرت إله مستظهر خواهند شد و به نفرين خونبار - نعوذ باللّه - از اين دولت دمار بر خواهند آورد .
هامش
( 1 ) .K: ناب الاطماع .
( 2 ) .P: دادند .
( 3 ) .F: منهج .
( 4 ) .F: توافق .
( 5 ) .F: حارى .
( 6 ) .PF: تكلّف .
( 7 ) .F: سجاحت .
( 8 ) .K: كرده + مصراع .
( 9 ) .K: منكوس + و
( 10 ) .P: الممالك ، خوانده مىشود .