بغداد با عدّهء تمام بيرون آمد و « 1 » او را به نهيب تيغ و تازيانه از اطراف خلافت خانه براند .
در زمان المستعصم باللّه همان عدد موجود بود و همان عدّه غير مفقود . فامّا ، وزير چون گربهاى مكّار در كار بود و چون موش دزد در انبار ، و عزم آنكه نوعى كند كه از آن عدّه اثر نماند و در تفريق جنود [ و ] تشتيت او بكند آنچه تواند « 2 » ؛ جبّ مال كه جبّ بال است « 3 » بر خاطر خليفه مزيّن ساخت و خليفه را چون يوسف از اخوان و عساكر جدا كرده ، در غيابة الجبّ [ انداخت و ] « 4 » ، در حضرت خلافت معروض داشت كه به حمد اللّه نهيب خلفا نه چنان در خواطر متمكّن است كه كسى را قصد خلافى در خاطر گذرد و حرم مكرّم ائمّهء كرام ( 210 - پ ) نه چنان به عين توقير ملحوظ و از بيم تسخير محفوظ است كه كسى به عزم آن باديه شقاقى برد . كثرت لشكر جهت استظهار و عدّه براى وقت اضطرار است . چون دولت از نكايت اعدا سالم باشد ، زر بسيار به جمعى « 5 » بيكار دادن از باب اسراف است و سرف نه از خصال محمودهء اشراف « 6 » ؛ و ادّخار خزاين محبوب و اقتناى دفاين مرغوب است .
خليفه دم « 7 » خداع آن خداج خورده به اخراج عساكر و ادخال [ ذخاير ] خزاين رخصت داد . ابن علقمى در اندك روزگار خزاين بسيار جمع كرد و تمام خراج را در بيت المال فراهم آورد . رؤوس جنود متنافر گشتند و رغبت فرار در ايشان متوافر شد .
چون در بغداد سپاهى لايق و جند [ ى ] موافق نماند ، به خدمت هلاكوكس فرستاد كه كار خليفه ساخته و بغداد جهت نزول شما پرداخته [ ام ] . هلاكوكس فرستاد كه كار خليفه را تمام سازند و خود نيز متوجّه [ بغداد ] شد « 8 » . و چون لشكر نبود كه دفع او را تصدّى « 9 » نمودى و امير نامدار نه كه در اين واقعهء خونخوار « 10 » سپهسالار بودى تا غايتى كه غلامان حرم و چاكران [ خدم ] را جهت مقابلهء « 11 » هلاكو تعيين مىكرد .
هامش
( 1 ) .K: تا .
( 2 ) .K: نمود .
( 3 ) .F: حبّ مال كه حبّ و بال است ،P: حبّ مال كه حبّ و بال است ؛ با توجّه به نسخهءKتصحيح شد .
( 4 ) .F: انداخته
( 5 ) .F: جمع .
( 6 ) .P: اشرف + است .
( 7 ) .K: افسون .
( 8 ) .P: هلاكو توجّه بغداد نمود .
( 9 ) .F: متصدّى .
( 10 ) .P: خوانخوار .
( 11 ) .F: مقاتلهء .