تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
العياذ باللّه - عبادت كواكب اختيار كرده‌اند و آن را نحلهء مذمومهء خود دانسته . به مذهب اين طايفه كه اضعف عقلااند ، تا به دينداران و اقوياى عقلا چه رسد ، اصلا جايز و مباح نيست كه شخصى رنجانيدن خواطر جميع فرق « 1 » امم و تشتيت « 2 » شمل طوايف اولاد آدم نمايد و همه عالم را در كار خود متحيّر و سرگردان و بىچاره و بىسامان گرداند . و آن كه تصدّى چنين امرى عظيم نمايد ، بر طبيعت كه دافع خلط ردّىست ، لازم گردد كه به دفع او مشغول شود تا مزاج عالم از اعتدال منحرف نشود « 3 » و بقاى نوع انسان كه عمارت عالم به دو متيسّر مىگردد ، مطلقا بر طرف نشود . و امّا فرقهء ثانيه كه از روايع بدايع افكار به سر حد اثبات صانع پروردگار رسيده‌اند « 4 » و شربت توحيد و معرفت از سلسبيل
رَبَّنا آمَنَّا
« 5 » ( 200 - پ )
بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ
[ 3 / 53 ] كشيده ، به حكم خدا و رسول از تتبّع « 6 » كتاب و سنّت به يقين ايمانى و جزم اذعانى دانسته‌اند كه عاقبت ظلم وخيم و مآل وزر و و بال خزى و نكال است و نصّ
إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ
[ 10 / 23 ] صريح در آنكه بايقهء ستمكارى به ظالم عايد مىشود و وخامت مردم آزارى به مؤذّى راجع مىگردد . فى الجمله اتّفاق « 7 » تمام ارباب ملل و نحل است كه چون جميع نفوس از روى اضطرار دست تضرّع به حضرت پروردگار برداشته و صالح و طالح ، همم به دفع طايفه‌اى گمارند ؛ قيوم سماوات و ارضين به حكم
أَمَّنْ
« 8 »
يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ
[ 27 / 62 ] ملايكهء مقرّبين را به دفع ايشان مأمور سازد و روى زمين را از رجس وجود ايشان بپردازد . و اين عزيز كه به امر شريف شما در عراق و فارس ، مالك و به تربيت قاضى عادل ناصب و عازل حكّام ممالك است ، كار اهل جهان را به اضطرار انجامانيده و صالحان جهان را به جان و جان صالحان را به جنان رسانيده است و چون
هامش
( 1 ) .F: فريق . ( 2 ) .P: تشتت . ( 3 ) .F: شود . ( 4 ) .F: داند . ( 5 ) .F: آتيناه ؛P: آتنا ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد . ( 6 ) .F: منبع . ( 7 ) .F: باتّفاق . ( 8 ) .PF: ام من .
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 375 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / محمد اكبر عشيق