وصف شجاعت ايشان « 1 »
بر پشتِ « 2 » سمند هر سوارى * چون شيرِ ژيان ظفر شكارى
شيرى كه به گاهِ كارزارش * شد شيرِ فلك كمين شكارش
چون پنجهء او ميان تهى كرد * پيشش نره شير روبهى كرد
ولى آقا ايشك آقاسى با جگر « 3 » قوى و قلب قاسى لشكر را سر كرده ، در رودخانهء الگت كه تا قلعهء تفليس يك مرحله راه است به امير خليل پيوست . امير مشار اليه را دعاى
اجْعَلْ لَنا
« 4 »
مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا
« 5 »
مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً
[ 4 / 75 ] به اجابت قرين آمد .
عساكر نصرت مآثر در روزى كه هوايش دمهاى از زمهرير و آبش نمونهاى از قوارير بود ، آهنگ جنگ كرده ، در ميان برف به عزم كارزار همچو جوانان به گشت « 6 » سمنزار خرامان روان شدند . قلعهء كوجير را كه از بلندى گويى آتش ديدهبانش از كرّهء نار و چراغ پاسبانش از شهب شياطين فجّار بود ( 173 - پ ) مركزوار « 7 » در دايرهء حصار كشيدند .
نخست صدمهء توپ پيغام
إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ
[ 22 / 1 ] به گوش هوششان رسانيد ؛ از غازيان مؤيّد به تأييد
وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
[ 17 / 6 ] غلغلهء : اللّه اكبر كبيرا ، به قدسيان اوّاب صداى دعاى : اللّهمّ اقتل كفرة اهل الكتاب ، بر « 8 » زمين رسيد . قلعه را به نصرت الهى « 9 » و تأييد پادشاهى فتح كرده و غنايم از اموال و برده به كف آورده ، سرهاى سران كافران به پايهء سرير اعلى فرستادند . شب بيست و هشتم صفر - سلخ على الاعداء بالشّر و الضّرّ و ختم علينا معاشر الاحبّاء بالخير و الظّفر - از معسكر همايون صداى اين بشارت به گوش گردون رسيد و صيت اين فتح مبين در اطراف زمين منتشر گشت ، و قد قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : « و لا يزال طائفة من امّتى منصورين ، لا يضرّهم من خذلهم حتى تقوم السّاعة » .
هامش
( 1 ) .P: جاى عنوان را بياض گذارده است .
( 2 ) .F: پشت + هر .
( 3 ) .P: ولى آغا اشك آغاسى باجگرى .
( 4 ) .PF: لى ؛ با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .
( 5 ) .PF: لى ؛ با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .
( 6 ) .P: كشت + زار .
( 7 ) .F: دوار .
( 8 ) .P: به زمين .
( 9 ) .KP: الاهى .