بود .
چون خدمت مولانا به عزّ مجالست همايون استسعاد يافت و قاضى كه در باب مرافعهء جيلانيان « 1 » يك حمايتش نيكوتر از صد پناه و يك عنايتش به از صد گواه بود ، مولانا را تعريف فرمود و در محفل همايون او را مقام رفيع [ تشريف ] « 2 » نمود و در اثناى محاوره به بيان شافى و برهان وافى ، عجز و ابتهال اميرزاده على و انتساب او به خاندان نبىّ و ولىّ و مدّعى افتقار مردم جيل « 3 » به بيّنه و دليل خاطر نشان همايون كرد و عرق كرم و سماحت پادشاهى را تحريك نمود . لاجرم بحر كرم جوشى و ابر بخشش خروشى كرد و به يك دفعه هزار و دويست تومان كه وجوه تقبّل اهل جيلان « 4 » بود بخشيده گشت و آن مال ذريع « 5 » و عرض رفيع كه هبهء آن در ضمير هيچ كريم سمت تصوير نمىيافت ، به يك بار موهوب شد و حكم همايون نفاذ يافت كه محصّلان وجوه هزار و دويست ( 126 - ر ) تومان بالتّمام از جيلان معاودت نمايند و بدين علّت اصلا تعرّض به ايشان نرسانند .
زهى سماحت و جوانمردى كه به يك استماحت چنين بخششى نمايد و نام حاتم را از جريدهء عالم طى كند و شهرت معن بن زايده را از صفحهء جهان به نشر اين عايده بفرسايد ، و چه مناسب حال كرم و افضال اين پادشاه صاحب اقبال است ابيات [ ابو الفضل بديع الزّمان همدانى « 6 » ] كه در مدح ابى على سيمجور حاكم هرات گفته و در اين مقام بر حسب مناسبت بسطت انعام پادشاهى مذكور مىگردد .
ابيات عربى « 7 »
يا سيّد الأمراء فى الممالك « 8 » * الّا تمنّاك مولى و اشتهاك ابا
اذا دعتك المعالي عرف هامتها * لم ترض كسرى و لا من قبله ذنبا
اين الّذين « 9 » اعدّوا المال من ملك * يرى الذّخيرة ما اعطى و ما وهبا
هامش
( 1 ) .K: گيلانيان .
( 2 ) .PF: شريف ؛K: در بالا به تشريف ، اصلاح شده است .
( 3 ) .K: گيل .
( 4 ) .K: گيلان .
( 5 ) .P: بىدريغ .
( 6 ) .FP: بديع همدانى ، ابوالفضل ، با توجّه به نسخهءKتصحيح شد .
( 7 ) .P: « ابيات عربى » را ندارد
( 8 ) .F: افخر فما ملك .
( 9 ) .F: الذى اعدو .