آن نوالهء سعادت كه از خوان « 1 » امام ابراهيم اختلاس نمود و آن چراغ دولت كه از دودمان آل عبّاس اقتباس كرده ، [ فراموش كرد ] و با ابو جعفر منصور آثار بغى و طغيان به ظهور رسانيد . ابو جعفر منصور او را در حوالى بغداد احضار كرده ، خواست كه آن طاغى مريد را قطع حبل الوريد كند ، هنگام قتل گفت كه مرا در اين « 2 » دولت حقوق ثابته متحقّق « 3 » است و مساعى جميله در هر باب تقديم نمودهام .
ابو جعفر فرمود كه كوكب اقبال ما از افق جلال طالع شده و ستارهء سوختهء اعداد در برج و بال راجع گشته بود . بر جاى تو نه شمشيرزنى [ اگر پيرزنى ] بودى ، صد چند اين كوشش نمودى و ابواب فتوح بر روى احبّاى دولت برگشودى !
شعر
اذا اقبل الاقبال مدّ « 4 » رجال * جناح العلى فوق النّجوم الزواهر ( 103 - پ )
و يزعم قوم أنّ شدّة بأسهم * اقام المعالي بالسّيوف البواتر
و نيز ماننده است به داستان نوروز بيك ولد چرماغون « 5 » كه از اكابر امراى ارغون بود در دولت آل چنگيز خونريز و فتنه انگيز ، عاقبت نخوت فتوح كه او را از قوّت دولت ارغون و غازان روى مىنمود ، به ورطهء بغى و عناد و مهلكهء طغيان و فسادش كشيد و چون به عوض نعمت ، نقمت ورزيد ، كيفر « 6 » كفران اعمال خود ديد ، و همچنين چوپان بيك كه از پرتو اشعهء اقبال چنگيز « 7 » خان جوهر تيغش روشن و قوت [ بازويش ] صفّ شكن بود ، با سلطان ابو سعيد طريق بغى و عدوان سپرد و نام خود را از صحيفهء سعادتمندان سترد .
فى الجمله كسى كفران نعمتى نكرد كه كيفر نقمتى « 8 » نكشيد و پاى از جادهء دولتى بيرون ننهاد كه به دو دست نكبتى نرسيد .
ابيات « 9 »
كسى از ولى نعمتى رو « 10 » نتافت * كه از دور گردون بلايى نديد
هامش
( 1 ) .F: خان .
( 2 ) .F: دردين .
( 3 ) .P: مستحق .
( 4 ) .K: مدت .
( 5 ) .K: چارماغون .
( 6 ) .P: كفر .
( 7 ) .P: چنكيس ؛K: چنگيز .
( 8 ) .F: نعمتى .
( 9 ) .P: شعر .
( 10 ) .K: سر .