تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
تفصيل داستانش آنكه : بعد از آنكه فتح شام ميسر شد و لشكر باش منكسر « 1 » ، و قبل از آن در چند واقعهء عظيمه بايندر بيك « 2 » سپهدار لشكر جرّار بود و فتوحات متواليه روى نموده ؛ تصوّر كرد كه مگر اين فتوحات از شوكت بازوى او و استظهار پشت دولت از پهلوى اوست ، و مار « 3 » رمح او را طلسم خسروانى و مقرّ « 4 » تيغش حارز ملك سليمانى است « 5 » . ندانست كه تيز بازار تيغش از جوهر اقبال اين دولت و الا و حملهء شيران علمش از نسيم نصر حضر [ ت ] اعلىست . [ شعر ]
ما « 6 » همه شيران ولى شير عَلَم * حمله‌شان « 7 » از باد باشد دم به دم
حمله‌شان « 8 » پيدا و ناپيداست باد * آنك « 9 » ناپيداست از ما « 10 » كم مباد
و چه ماننده است داستان او به سرگذشت ابو مسلم مروزى كه چون طليعهء دولت آل عبّاس از افق شوكت و بأس طالع شده بود و تباشير صبح اقبال ايشان از جناح رايات سود ، و چنانچه در خبر مشهور موعود است ، شروع ( 102 - پ ) در طلوع نمود . ابو مسلم كه از رعاع اهل مرو بود با جماعتى از شيعهء آل عبّاس به صحبت امام ابراهيم بن محمّد [ بن ] على بن عبد اللّه [ بن عبّاس ] رسيد « 11 » و امام از قرب ظهور دولت آل عباس و زوال بنى مروان حكايتى مىفرمود . در تضاعيف كلام به ابو مسلم اشارت كرد و فرمود اين غلام شايد در ظهور اين دولت امدادى « 12 » تمام به ظهور رساند ! اهل خراسان بعد از رجوع از خدمت امام در اعظام و اكرام ابو مسلم مبالغه [ مى ] نمودند « 13 » تا قدر او بدان جا رسيد كه انتقام دماء بنى هاشم از آل مروان كشيد و حقّ
هامش
( 1 ) .P: منكسر + شد . ( 2 ) .KP: بك . ( 3 ) . دمار . ( 4 ) .K: مور . ( 5 ) .P: عبارت « و مار . . . است » را ندارد . ( 6 ) .F: با . ( 7 ) .F: حمله‌مان ؛P: حمله‌تان . ( 8 ) .F: جمله‌مان ؛P: حمله‌تان پيداست و ناپيدا باد . ( 9 ) .PF: آنچه . ( 10 ) .PFپ : هرگز . ( 11 ) .F: برسيد . ( 12 ) .F: امداد . ( 13 ) .F: برسيد .
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 193 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / محمد اكبر عشيق