بيت ( 36 - پ )
سخن كو به وصف « 1 » تو سرور بود * كجا چون سخنهاى ديگر بود
و نه عجب از ميامن اين دولت بديع آثار و بدايع اين سعادت پايدار ، كه همچنانچه « 2 » ذات بىمثال خسرو جوان بخت و فريدون گردون تخت ، به خصايص فضايل عدل و جهاندارى و نوادر مآثر خلافت و شهريارى ، سرآمد ملوك اعصار و مسلّم خواقين عالى مقدار است ، تاريخ عهد همايون و روزگار ميمونش در شيوهء بلاغت و سخنورى و فنّ فصاحت و دانش گسترى و متانت معانى فايقه و جزالت عبارات رايقه « 3 » ، بر كلام هر وصّاف سابق و در شرف بر سر « 4 » نامهء همايون فايق آيد و نسايج خامهء عتبى را منسوج « 5 » عناكب نسيان گرداند و مذاق صابى را به تلخى حسد « 6 » زهر صابى « 7 » چشاند ،
وَ ما ذلِكَ [ عَلَى ] اللَّهِ بِعَزِيزٍ
[ 14 / 20 ] .
شعر
لا غرو « 8 » ان فقت المصاقع « 9 » في الورى « 10 » * من « 11 » كلّ ناس « 12 » في مآدم « 13 » شيحة « 14 »
المدح بالممدوح يعلو قدره * قد فاق ممدوحي فقاقت « 15 » مدحتى « 16 »
بعد از اصغاى اين كلام « 17 » ، بر زبان مبارك - كه روح قدسى « 18 » در طلب مقال او و روح القدس « 19 » تشنهء لب زلال آن است - جارى شد كه اگر تاريخ ما فلان نويسد ، هر آينه چنانچه گفته « 20 » ، ناسخ تواريخ ملوك عالم باشد .
هامش
( 1 ) .F: وصف + چون
( 2 ) .P: همچنانكه
( 3 ) .P: لايقه
( 4 ) .P: هر ؛K: هرسر
( 5 ) .K: منسوخ
( 6 ) .F: جسد
( 7 ) .P: صامى ؛K: صابى
( 8 ) .F: عرو
( 9 ) .P: بالمصارع
( 10 ) .K: الدرى
( 11 ) .P: وكل
( 12 ) .F: ناش
( 13 ) .P: ماده ؛K: تادم
( 14 ) .P: و شمتى ؛K: شحيه
( 15 ) .FP: ففاق
( 16 ) .F: مديحى ؛ با توجه به نسخهK: تصحيح شد
( 17 ) .P: « تمام . . . الزّمان » ندارد
( 18 ) .P: روح القدس
( 19 ) .P: ارواح القدس
( 20 ) .P: خود گفت