به حكم : انّ اللّه تعالى يحبّ عوالى الهمم و يبغض سفسافها ، عازم اعتلا بر معارج رفعت و ارتقا بر مدارج عزّتند ، اين فقير قليل البضاعت را به ارتكاب ( 36 - ر ) ترتيب و تنميق و التزام ضبط و تنسيق آن مىخوانند ، يكى از هزار و قطرهاى از بحار ، سمت « 1 » تدوين پذيرد .
و آثار سطوت و بأس « 2 » و مرحمت و استيناس حضرت سلطانى كه « 3 » بر چهرهء صدمات صولت چنگيز خانى و حسن عواطف قاآنى ، رقم نسخ و بطلان كشيده از مضامين تاريخ عالمآراى امينى كه به مقابله تاريخ جهان گشاى جوينى در ذى المجاز [ اعجاز ] ارباب كنايت و مجاز ، به عرض خرندگان « 4 » متاع بلاغت و ارباب سوم « 5 » براعت خواهد رسانيد ، عالميان را به وضوح پيوندد .
ابيات « 6 »
مجالى اگر يابم از دور چرخ * نباشم در انديشه از جور « 7 » چرخ
روان بر فروزم درين انجمن * ز نور دل خويش شمع سخن
اگر شه كند نامهء من رقم * كشم بر سر شاهنامه قلم « 8 »
چه اگر ركضات چنگيز خانى به سطوت تيغ و سنان ، اكناف جهان را بگشود ، ليكن « 9 » آثار مرابع « 10 » امان « 11 » و رسوم ربوع ايمان را به حوافر خيل فتنه بفرسود . و به حمد اللّه اين پادشاه كامران كامياب به نهضت « 12 » ركاب همايون ، بسيط هامون زمين را در ظلّ رايات ظفر قرين در آورد و به نشر عوايد عواطف و بسط موايد عوارف ، عالم را بياراست . پس « 13 » اعلام احتشام چنگيزى كى همچو رايت فرقد فرساى « 14 » باشد و تاريخ جهان گشاى كجا همچو تاريخ عالمآراى !
هامش
( 1 ) .K: همّت
( 2 ) .P: لباس
( 3 ) .P: كى
( 4 ) .P: خريدهگان
( 5 ) .F: سوم ؛P: ندارد ؛K: رسوم
( 6 ) .P: مثنوى لمولفه
( 7 ) .P: دور
( 8 ) .P: رقم
( 9 ) .P: و ليكن
( 10 ) .P: مزاج
( 11 ) .F: آنان
( 12 ) .P: تهنيّت
( 13 ) .P: پس احكام اعلام حميت را
( 14 ) .P: فرقدساى