پس از آنكه تربيتهاى لايق به ظهور رسيد ، حكم همايون سمت صدور يافت كه [ اين ] ( 37 - ر ) كمينه ، فكر و رأى را به تأليف تاريخ عالمآراى گمارد و درر سوانح حالات آن حضرت را در سلك بيان آرد . اين فقير به گزارش بعض احوال كه به عين مشاهده مىگشت و از سوابق احوال آنچه استماع افتاده بود ، گاهى اشتغال مىنمود . و چون حطّ و ترحال متواتر و حوادث و نوايب متكاثر بود ، اتمام آن در ايّام سعادت فرجام « 1 » آن حضرت ميسّر نشد .
چون نامهء اعمال آن پادشاه صاحب اقبال به دست آجال ، مضمون
كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
[ 21 / 104 ] خواند ، و بر صفحهء روزگار آثار خلافت و عدل و رأفت « 2 » عالى حضرت خلافت پناه ، ظلّ اللّه ، كيخسرو جلالت « 3 » ، نوشيروان عدالت ، پادشاه جوان بخت فلك تخت ، السّلطان بن السّلطان ، عضد السّلطنة و الخلافة ابو الفتح بايسنغر خان - لا زال أمره حارث أشجار « 4 » السّعادات و عمره وارث أعمار السّادات - يادگار ماند و اين تاريخ كه روزنامهء سعادت است در روز دولتش اتمام يافت .
و چون فاتحهء اين كتاب به امر « 5 » همايون آن پادشاه كامكار روى نموده و خاتمهاش در فاتحهء اين دولت پايدار چهره گشوده « 6 » ، هر آينه مرضية الفواتح « 7 » و مسكيّة الخواتم « 8 » خواهد بود ، و اتمامش بر اين « 9 » دولت قيام فرجام مبارك و ميمون و انجامش به حصول هر مقصد و مرام ان شاء اللّه المنعام ، مقرون .
نظم
بر اين فرخنده اقبال همايون * مبارك باد اين تاريخ ميمون ( 37 - پ )
چو نام شاه عالم باد نامى * بَرِ « 10 » اهل خِرَد قدرش گرامى
ز دُرّ مدح شه ، درجش « 11 » فضايل * گران مايه « 12 » به بازار افاضل « 13 »
هامش
( 1 ) .P: هنگام
( 2 ) .P: رأفت + آن
( 3 ) .P: صلابت
( 4 ) .KP: اثمار
( 5 ) .P: اسم
( 6 ) .P: بگشوده
( 7 ) .P: الفواتيح
( 8 ) .P: الخواتيم
( 9 ) .P: اين + عصر
( 10 ) .K: كه + بر
( 11 ) .P: درج
( 12 ) .F: گران پايه
( 13 ) .F: فضايل