القاب همايون موشّح و مزيّن بود به شرف عرض ملازمان رساند .
در شعبان اثنين و تسعين و ثمانما [ ئه ] ( 892 ) اين ضعيف مستمند ، در ييلاق سهند ، به اردويه همايون ملحق گشت . ديگر روز كه جمشيد خورشيد بر تخت زرنگار افق نشست و به سعى « 1 » فرّاشان افلاك جهت سكّان كرهء خاك اطناب زرّين سايهبان آفتاب بر يكديگر پيوست ، سواد دفتر شب از بزم عالم بفرسودند و صفحهء بديع الزّمان روز ، پيش « 2 » خورشيد خاور بگشودند . اين فقير صاحب بؤس ، به عزّ بساط بوس مشرّف شد ، محفلى مشاهده نمود در عين زيب و آراستگى ، صحن غبر [ ا ] از سبزه و گل گويى سطح « 3 » خضر است كه از زينت كواكب آراسته و پادشاه جهان پناه همچو خورشيد نشسته و مواكب نجوم در خدمتش برخاسته بود .
ابيات « 4 » [ 35 - ر ]
شه فرخنده اقبال جوان بخت * چو خورشيد فلك زيبندهء تخت
سعادت ، چاكرى از آستانش * سمند بخت ، رام بندگانش
ز بزمش يافت مه گيتى فروزى * ز رزمش برد خُوَر آفاق سوزى
بعد از قبول سلام و تخصيص به مقام تعظيم و اكرام ، كتاب بديع الزّمان كه تحفهء اين ناتوان بود ، شرف عرض يافت . حكم همايون شد كه اين حقير مفتتح كتاب كه مشتمل بر تحميد ربّ الارباب بود بخواند . اين فقير در قرائت خطبهء آن ، كه مشتمل بر جميع مقاصد كتاب است و مراتب قوّت نظرى و عملى به عبارتى « 5 » مزيّن در او مذكور شده ، شروع نمود . پادشاه بلند « 6 » مراتب ، به قوّت ذهن صائب و جودت فكر ثاقب ، مقاصد و مطالب آن را چنان تلقى نمود « 7 » كه از امعان « 8 » در تحسين و مبالغه در تربيت اين مسكين ، لوايح و آثار آن ظاهر و باهر فرمود « 9 » .
بعد از فراغ از قرائت خطبه ، امر شد كه ديباچهء مشتمله بر قطرهاى از بحار مدايح
هامش
( 1 ) .F: بسى ؛P: مى
( 2 ) .P: عيش
( 3 ) .P: مثال سطح ؛K: چمن
( 4 ) .P: شعر
( 5 ) .F: عبارت
( 6 ) .P: چند
( 7 ) .P: بفرمود
( 8 ) .P: افعال
( 9 ) .P: نمود