باشد و به علّت اقتدار به آباء طريقت ، شريعت را ابا كند . و از متون تواريخ امم سالفه معلوم است كه ملوك بايندر قبل از بعثت پيغمبر « 1 » عربى - صلّى اللّه عليه و سلّم - از ايشان هر كه ( 14 - پ ) معاصر پيغمبر « 2 » مرسل « 3 » بوده ، در طريقت « 4 » متابعت و انقياد افزوده و چون دعوت اسلام به « 5 » ايشان رسيده ، آن خانان بر سر خوان كرامت ايمان نوالهء احسان ربودهاند و بر ساير ملوك در پذيرايى دين حقّ و حقّ دين مبادرت فرموده .
خصلت خامسه « 6 » : آنكه تعصّب مذهبى فاسده و ترويج نحلهاى از نحل « 7 » كاسده در ميان ايشان متوارث نبوده باشد ، همچو زندقه در اكثر « 8 » بنى مروان و اعتزال در بعض خلفاى عبّاسى « 9 » و تشيّع در آل بويه و [ الحاد ] در بنى صفّار ، چه توارث اين خصلت « 10 » موجب آن مىگردد كه بالطبع به مذهب ردّى « 11 » مايل باشد و در اقامت « 12 » شعار اهل سنت و جماعت بالذّات متكاسل . و معلوم است كه هرگز هيچ يك از ملوك بايندر علم بدعتى نيفراخته و مذهب ردّى را نحلهء متوارثه نساختهاند . « 13 »
خصلت سادسه « 14 » : آنكه منشأ اجداد نه مدن خبيثه باشد و نه بلاد فاسده ، تا بواسطهء تعيّش در ميان مردم ناجنس و مشاهدهء « 15 » اوضاع قبيحه كه در مدن مجتمعه مىباشد ، خصايل ذميمه در ايشان متمكّن باشد و به اخلاق ملوّمهء مذمومه از باب مدر بر آيند « 16 » و لؤم طبع در « 17 » ايشان تمكّن پذيرد ، چنانچه در بسى از ملوك كه در مداين خراسان و فارس و كرمان انتشار يافت « 18 » ، اين حالت مشاهده و ملحوظ گشت . و مخفى نيست كه ملوك بايندر اكثر در صحارى و ييلاقات و قشلاقات « 19 » نشو و نما ( 15 - ر ) يافته ، در مداين كمتر توطّن نمودهاند .
هامش
( 1 ) .KP: پيغامبر
( 2 ) .P: معاصر + هر
( 3 ) .P: مرسل + كه
( 4 ) .P: طريق
( 5 ) .P: با
( 6 ) .F: رابعه
( 7 ) .P: نخلهاى از نخل
( 8 ) .F: اكثر در
( 9 ) .P: عبّاس
( 10 ) .P: صنعت
( 11 ) .P: مذهبى دون
( 12 ) .F: امامت
( 13 ) .P: نخلهء
( 14 ) .F: خامسه
( 15 ) .P: اوضاع خبيثه قبيحهء ملومهء مذمومه
( 16 ) .P: سرآيند
( 17 ) .P: بر
( 18 ) .F: يافتند ؛P: يافتند كين
( 19 ) .P: ياقلات و قيشلاقات