متاب تا به منتهاى انساب كه آدم صفى است - عليه السّلام - همه ملوك كامكار و سلاطين عالى مقدار بودهاند .
چون در كتاب ( 13 - پ ) ديار بكريه كه در احوال و واقعات عالى حضرت « 1 » صاحب قران ماضى - انار اللّه برهانه - مسطور است ، تفاصيل اسماى اجداد آن حضرت با مجمل احوال ايشان مذكور گشته ، به تكرار احتياج نديد . و بىشايبهء تكلّف و وصمت تصلّف ، ملوك بايندرى از ساير ملوك عالم حاضرا و ماضيا به جلالت نسب « 2 » رفيع و طهارت حسب منيع ، ممتازاند و به مكرمت اصل اصيل و شرف نبيل « 3 » بر ملوك جليل سمت ترجيح و تفضيل دارند و جهت [ رفع ] مجمجهء « 4 » مطالعان اين كتاب كه هنگام عبور بر اين مقام يحتمل كه اين كلام را بر مبالغه در مدح و اطرا محمول دارند ، و اين مدّعى را سخن مورّخانه انگارند ، در اثبات اين مطلب ان شاء اللّه مزيد بسطى نموده خواهد شد .
مخفى نماند كه حكماى نامدار « 5 » و علماى عالى مقدار فرمودهاند كه اشرف ملوك ملكىست كه جامع ميان جلالت نسبى و طهارت حسبى باشد . امّا وصف اوّل كه جلالت نسبى ملك است به حصول نسبى خصال حميده متحقق مىگردد ، اجلّ و اعظم آن هفت « 6 » خصلت « 7 » است كه چون در نسب ملكى « 8 » جمع گشت ، اتّصاف او به وصف جلالت نسب تحقّق پذيرفت .
خصلت اولى « 9 » : آن است كه اجداد [ ايشان تمام ] ملوك بوده باشند و سلسلهء نسب سامى كامل منتهى به ادانى و اراذل نگردد ، مثل ملوك صفّاريّه كه گوهر ايشان از كان صفّارى « 10 » صناعت پيشه بوده « 11 » و كفّ فضيلت ( 14 - ر ) نسبشان از گوهر جلالت صفر نموده ؛ همچو ملوك بنى طاهر كه تا ذى اليمينين در اثبات مدّعاى نسب دستبردى
هامش
( 1 ) .KP: عالى حضرت + آسمان رفعت
( 2 ) .P: نسبى
( 3 ) .P: تقبيل
( 4 ) .P: مجموع ،K: محجّه
( 5 ) .P: روزگار
( 6 ) .F: شش
( 7 ) .P: منقبت ؛K: منفعت
( 8 ) .P: ملك
( 9 ) .P: اوّل
( 10 ) .F: صفاوى
( 11 ) .P: بود