محقر بايرى از اطراف مملكت صرف بايد « 1 » نمود ، خواطر شريفهء ايشان به بذل آن سماحت مىنمايد و اخراج ذراعى « 2 » از حدود مملكت از حوزهء تصرف و تملّك اصلا تجويز نمىفرمايد .
خصلت خامسه : ( 16 - پ ) عفّت و قطع اطماع از اعراض مردمان ، و اين شيمهء محموده در ملوك بايندر و عساكر آق قوينلو به اتمّ وجهى حاصل است . چه دامن عفّت « 3 » ايشان هرگز به طمع بضع كسى آلوده نگشته و همواره در حفظ عرض دوست و دشمن ساعى و مبالغ بودهاند . چنانچه بسيار مشاهده رفته كه اين طايفه بر اعدا ظفر ديدهاند و عيال « 4 » و اطفال ايشان را در قيد « 5 » اسر كشيدهاند و به هيچ گونه در خواطر ايشان انديشهء فسادى خطور نكرده و طمع تصرّفى به هيچ وجه بر ضمايرشان عبور ننموده . و بىتكلّف ، عساكر آق قوينلو به فضيلت عفت ، امتيازى تمام از ساير اجناد و عساكر عالم « 6 » دارند و در حفظ اعراض و « 7 » رعايت خانوادهء « 8 » مسلمانان به افراط مبالغ و ساعىاند - جزاهم اللّه تعالى احسن الجزاء .
خصلت سادسه : شفقت و قلّت طمع بر اموال مردمان ، و اين خصلت در ملوك بايندرخان بكمال موجود است ، چه ايشان بنابر سماحت و شفقت بر رعيت در بسيارى از حقوق كه توفيه آن شايد ايشان را مستحبّ باشد ، اهمال مىنمايند و « 9 » به غير خراج واجب به قدرى كه يراق « 10 » خاصه و مواجب را كافى باشد ، اكتفا مىنمايند « 11 » نه آنكه چون ديگر ملوك به اسم خارج و خراج آب زندگانى را از جويبار ابدان رعيّت استخراج نمايند .
خصلت سابعه : بذل اموال و تفقد احوال خواص و عوام رعايا ، و اين سيرت پسنديده در ملوك بايندرخان بكمال است ، چه پيوسته خوان « 12 » احسان ( 17 - ر ) ايشان در [ تمام ] عالم گسترده و عامّهء اولاد آدم از سفرهء مكارم ايشان نوالهء مقصود برده . غنى و درويش را به احسان تعميم فرموده و بر بيگانه و خويش « 13 » نعم بىدريغ تقسيم نمودهاند .
هامش
( 1 ) .P: مىبايد
( 2 ) .P: و نزاعى
( 3 ) .P: جمعيت
( 4 ) .P: اعيان
( 5 ) .P: بند
( 6 ) .P: دايم
( 7 ) .P: او
( 8 ) .P: خوانواده / خانواده
( 9 ) .P: و + بقيه
( 10 ) .P: به عقدى كه بر او
( 11 ) .P: فرمايد
( 12 ) .K: خان
( 13 ) .P: خويش + كه