قراقوينلو اين شيمهء ذميمه موجود بود كه بواسطهء بطانات « 1 » سوء و مصاحبان ملحد طبيعت از جادّهء حقّ و صواب انحراف « 2 » و به
شَفا جُرُفٍ
[ 9 / 109 ] جهنّم اشراف يافته بودند . و به حمد اللّه كه ملوك بايندر خان را عقايد مذمومه همچنانچه از نسب مفقود بود ، مكتسبه هم غير موجود است و كسى از كبار ايشان به الحاد و رفض و اعتزال مشهور و معروف نيست و الحمد للّه على ذلك .
خصلت ثانيه : وجود مقدارى از علم كه در تنفيذ احكام شرايع و امضاى فرامين دين متين بدان محتاج باشد يا متابعت علماى پرهيزگار و در احكام ، استفتا از مجتهدان عالى مقدار [ كند ] و در بعضى از ملوك بايندر خان اين علم موجود بوده و اگر احيانا سمت فقدان پذيرفته ( 16 - ر ) در اتّباع فتاوى علماى صاحب اجتهاد حدّ سعى و جهد تقديم فرمودهاند و بما امكن « 3 » توقير و تعظيم اين گروه نامدار نموده .
خصلت ثالثه : نجدت و شجاعت كه چون شير ژيان به مخالب اقتدار فوارس ميادين مبارات را افتراس نمايد و هر جا شيرى باشد به سور فريسهء او در ملاحم بر آسايد . و المنّة للّه در ملوك بايندر خان اين خصلت « 4 » بكمال است و هر يكى از ايشان اسدى خونخوار « 5 » كه پلنگ گردون در چنگ او زبون و خوارست و بالطّبع ايشان را از انهزام و فرار ، ننگ و عار است .
خصلت رابعه : حفظ حوزه و رعايت ملك كه ملك « 6 » بدين خصلت جميع ممالك را حكم خانهء خود دهد ، چنانچه اگر كسى « 7 » را ميل تصرّف در مسكن او « 8 » باشد ، چگونه تحريك عرق حميّت نموده ، خواهد كه صولت غضب او را به جهد كارزار دفع نمايد .
همچنين اگر كسى در ناحيهاى از نواحى ملك عزيمت تصرّف و تملّك را مصمم دارد به دفع و منع او نهايت « 9 » اجتهاد تقديم فرمايد « 10 » و معلوم باشد كه در ملوك بايندر اين خصلت به اتمّ وجهى حاصل است ، چه اگر تومانات كثيره و اموال غزيره جهت حفظ
هامش
( 1 ) .P: اتفاقات
( 2 ) .F: يافتهK: انحراف + پذيرفته ؛
( 3 ) .KP: با آن كه
( 4 ) .P: فعل
( 5 ) .P: خوانخوار
( 6 ) .P: مالك
( 7 ) .P: چنان كه كس
( 8 ) .P: ميل بر تصرف مسكن خويش او
( 9 ) .P: رايت
( 10 ) .P: نمايد