گفتار در ذكر وفات سيد محمد سارى و وصيت كردن حكومت جهت سيد عبد الكريم
چون در سنهء هشتصد و پنجاه و شش سيد محمد سارى وفات يافت ، در حين وصيّت اركان دولت خود را طلب نمود ، و فرمود كه : ولىعهد من سيد عبد الكريم است . و چون او را به سبب خدمت ملازمت به پايهء سرير اعلى به هرات فرستادم ، و سيد عبد الكريم را به رسم رضاجويى همراه رايات ايشان ساخته بودند .
غرض كه فرمود كه : چون سيد عبد الكريم را حاضر ساختن متعذّر است ، بايد كه چون كارنامهء من به آخر رسد و مرا در لحد تنگ و تاريك ، به خاك پاك مدفون گردانند ، فرزند سيد عبد الكريم ، سيد عبد الله را بجاى من بنشانيد ، و تا رسيدن سيد عبد الكريم پدر سيد عبد اللّه ، به فرمان او اقدام نماييد كه : خليفه و ولى عهد من پدر اوست . و تا مرا رمقى باقى است ، تقصير نبايد كرد . و سيد عبد اللّه را ببايد آورد و بر تخت نشانيد ، تا مردم او را سلام بكنند و بدانند كه وصيت من چيست ؟ !