يسامشى بود به تقديم رسانيده شد . و به دفع او عزم جزم شد . او نيز بالضروره محاربه را آماده شد . و با لشكر خود مصافّ داد . چون محاربه قايم گشت ، فى الحال بگريخت و مجال توقف و مكث نداشت . در عقب او رانده بسيارى از مردم او مقيد و مقتول شدند و آغرق و بنهء او را گرفته ، اسب و استر و اجناس و رخوت بسيار بدست لشكر حقير افتاد ، و او به هزيمت تامّ به سارى رفت ، و صورت حال معروض داشت .
مردم بازرگاه - كه الكاى خاص حقير بود - مجموع آمدند و ديدند ، درويشان آنچه بتوانستند حاضر گشتند ، هرجا كه بودند ياغى شدند و اجتماع عوام و خواص گشت .
چون سيد محمد سارى ديد كه كار از دست رفت ، سيد مرتضى كه در بند بود خلاص داد و جامه پوشانيد و اسب و صلاح و ما يحتاج حرب تعيين فرموده حكومت آمل را نامزد او كرد . و لشكر تعيين نموده روان ساخت ، تا به جواب سيد كمال الدين آملى مشغول گردد .
چون سيد مرتضى از بند خلاص يافت از راه بالاتجن متوجه آمل گشت ، و سيد كمال الدين آملى با لشكر آمل از سرحد آمل گذشته به بلوك ساسى كلام به موضعى - كه به قاران آباد دشت مشهور است - لشكرگاه كرده بود ، تا اگر حقير را مدد بايد بدان اقدام نمايد . چون سيد مرتضى به دو رسيد فيما بين حرب قايم گشت .
چون اين حقير را اعلام كردند برفور سوار گشته به مدد سيد كمال الدين دوانيده آمد . و ايشان در حرب و ضرب بودند كه حقير در عقب سيد مرتضى رسيد . چون آواز دهل بشنيدند دانستند كه حقير است كه به مدد رسيد . سيد مرتضى منهزم شد ، و فرار نمود و جمعى از نوكران سارى كه با او همراه بودند مقيد گشتند و بعضى به قتل آمدند و او به انهزام تمام از راهى كه آمده بود عود نمود و هيچجا مقام نكرده به سارى رسيد ، و از اتفاق مردم مازندران ، آنچه معلوم كرده بود ، معروض داشت . بالضرورت سيد محمد پيشكش و ساورى يراق كرده به فرزند خود داده به استراباد نزد امير هندكا فرستاد كه اينچنين قضيه واقع است ، و مردم مازندران از او برگشتهاند . و ملك از
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٢٩٣