كرده به وثاق خود عود كردند ، و جهت محافظت از ملوك رستمدار ملك حسين و ملك ايرج و ملك طوس نامى كه در گيلان بودند و چند نفر هم در مازندران اقامت داشتند كه ملك گيومرث پدران ايشان را كشته بود و ايشان گريخته بدين ولايتها ملتجى گشته بودند ، با هر يكى چند نفر مرد همراه كرده بازداشتند و معاودت فرمودند .
چون سيد مرتضى به سارى رفت به حكومت خود مستقل گشت . و واقعا او سيدى بود به انواع فضايل آراسته و به سخا و عطا و خوانگسترى بين الاقران امتياز داشت . و با مردم روزگار به عدل مىگذرانيد ، چون به سنهء هشتصد و سى و هفت رسيد ، در چهارم صفر دعوت حق را اجابت لبيك گفت ؛ و سيد نصير الدين نيز در شوال سنهء هشتصد و سى و شش از سراى غرور به رياض سرور رحلت كرد ، و در معمورهء تيمجان مدفون گشت .
توانا و دانا و دارنده اوست * خرد را و جان را نگارنده اوست
گفتار در حكومت سيد محمد بن سيد مرتضى مرحوم در سارى و شرح حالات و چگونگى آن
چون سيد مرتضى رحلت كرد ، به اتفاق مردم مازندران فرزند او سيد محمد را لايق سلطنت و تاج و تخت دانستند و سيد مرتضى را هم به جز او خلفى نبود .
چون در سنهء مذكوره كه تاريخ وفات پدرش بود ، به حكومت بنشست به دستور پدر خود بنياد عدل و داد نهاد . و با مردم بيگانه و آشنا به لطف روزگار مىگذرانيد ، و با همسايگان به طريق راستى سلوك مىكرد ، اما به شرب خمر و لهو و لعب مولع و حريص بود ، و مجموع هنرش بدين عيب مخفى و مستور گشت . و گرنه از او رحيمتر و كمآزارتر سيدى در ميان قوم او نبود ، قطعا به سفك دماء و اخذ اموال اهل زمانهء خود اجازت ندادى ، و سال به سال مالى كه به سارى مقرر گشته بود ، به خزاين معمورهء هرات مىرسانيدى و از جانب پادشاه كامكار شهرخ ميرزا هميشه ملحوظ عنايت گشتى . و مدتى مردم مازندران در عصر او به رفاهيت به سر مىبردند .