خواجههاى غريب زانو زده التماس مال خود مىنمودند . فرمود كه : آنچه از آن ايشان است متعرض نشوند . اما فايده نكرد ، و آتش بود كه در آن مقام افتاده ، تر و خشك را مىسوخت و محو گردانيد .
پدر حقير سيد نصير الدين در آن زمان دوازده ساله بود . او جهت مؤلف حقير تقرير مىكرد كه خاصهء سيد كمال الدين - كه در قلم آمد ، كه به خزينهء خاصهء صاحبقرانى و اصل شد - بدين موجب بود : تنگهء سفيد ششصد هزار عدد . تنگهء سرخ دويست هزار عدد . طلا از كارهاى ساخته و از سبيكه صد و بيست هزار مثقال . نقره سيصد خروار شترى ، اقمشه و امتعه و كاسههاى چينى و حلبى و لاجوردى و ساير رخوت و اجناس را عدد معلوم نشد . و همچنين فراخور از آن سيد رضى الدين و سيد فخر الدين و ساير برادران و فرزندان حلى و زيور عورات و مثل هذا كه بود ، تعداد آن كما ينبغى معلوم نيست ، و مالهاى خواجههاى آمل را نيز - كه بردند - بىحد و قياس بود .
غرض كه حضرت صاحبقران تا در آخر عمر خود هميشه اعتراف مىنمود كه :
خزاين چندين پادشاهان كه به تحت تصرف اصحاب خزاين ما درآمد - هيچ كدامين اين مقدار نبود كه خزينهء حكام مازندران ! چون آنچه در قلعه بود بيرون آوردند ، فرمود تا قلعه را آتش زدند و سوختند و با زمين هموار كردند ! !
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٢٣٤