تسخير لارجان و قلعهء لوندر گشتند .
كيا حسن كياى ضماندار به قلعه متحصّن شد ، و بنياد عناد و تمرّد نمود . و مطلقا نصيحت قبول نكرد . اما مردم لارجان را به عطايا و موهبات فريفته گردانيدند .
و اكثر تابعان فرمانبردار گشتند ، و در مقابل قلعهء لوندر در موضع رينه قلعهء ديگر بنياد كردند . و به زمان اندك به اتمام رسانيدند و چند نفر از موافقان دولت خود را با سردار نيك بازگذاشتند و به قلع و قمع جميع لارجانىها - كه موافق كيا حسن كياى ضماندار بودند - اقدام نمودند . و خود متوجه كچور گشتند .
چون مدت شش ماه بر آن بگذشت ، كيا حسن كياى ضماندار امان بطلبيد و قلعه را تسليم نمود و او را از قلعه بيرون آوردند و به آمل جاى دادند و قلعه را به كوتوال لايق سپردند . و قلعهء رينه را - كه جهت تسخير لوندر ساخته بودند - خراب كردند و آثار آن هنوز باقى است .
گفتار در توجه به جانب قزوين و چگونگى حالات آن
چون ولايت رستمدار در حوزهء تصرّف سيد فخر الدين درآمد ، و سلطنت آن ديار متمكّن و مستقلّ گشت ، همگى همّت را بر آن مصروف شد كه به جانب قزوين نهضت اقبال فرمايند . چون در آن زمان ذى شوكتى در عراق و آذربايجان باقى نمانده بود كه به دستور قديم آن ولايت را مضبوط و محروس گرداند ، و ملوك طوايف بودند ، و از هر طرف به قزوين تاخت مىكردند . قزاونه نزد كوتوال قلعهء فاليس فرستادند ، كه اگر كرم فرموده ما را حمايت كنيد تا از آسيب مردم ياغى طاغى ايمن گرديم . مال و جهات خود را به ديوان سيادت قبابى به اعتقاد درست و اصل مىگردانيم ، و در مقام اطاعت و فرمانبردارى قيام مىنماييم .
چون كوتوال قلعهء فاليس صورت ملتمسات قزاونه معروض داشت ، به سعادت سوار