تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
متوجه شدند ، و به جهت اتمام عمارت مردم كاردان را باز گذاشتند . چون موكب همايون به كچور رسيد و آن مقام را به نور عدل و رأفت منوّر و مسرور گردانيدند . ذكر فتح قلاع كوهستان رستمدار بر ضمير منير جا گرفت . نزد برادران به سارى و آمل فرستادند و مدد طلب داشتند . بنا بر ارادت لشكر عظيم از سارى و آمل با سرداران كارديده روانه ساختند و لشكر رستمدار را نيز جمع كرده بودند . چون لشكر يك‌جا جمع گشتند بپاى قلعهء نور فرود آمدند . چون اصحاب قلعه را اميدوارى از طرف ملوك منقطع گشته بود دانستند كه به جز اطاعت و فرمان‌بردارى چاره‌يى ديگر نيست . امان خواستند و كليد قلعه را بيرون فرستادند . حضرت سيد ايشان را امان داد . و استمالت تمام نمود . چون بيرون آمدند و قلعه را بسپاردند ، جهت كوتوالى قلعهء نور از معتمدان خود آن را كه صلاح دانستند معيّن ساختند ، و نوكران چند را به انواع نعم مستمال گردانيدند . و مردم قلعه را كه امان داده بودند نوازش فرمودند و ايشان را كوچ داده به سارى فرستادند و آنجا بازداشتند . از جمله توفيقات الهى آن بود كه برادران با همديگر موافق بودند . و مجموع به فرمان برادر بزرگ خود سيد كمال الدين اقدام مىنمودند . لا جرم به هرجا و به هر سوى روى مىآوردند . آنچه مراد بود چهره‌گشا مىگرديد . چون خاطر از قلعهء نور و قلعهء رودبار نور آسوده گشت به جانب لار توجه نمودند . و در موضعى كه اسپى او را مىخوانند نزول كردند . و در لار قلعه‌يى بود حصين ، و كوتوال آنجا مقيم و ذخيره موجود . چون به پاى قلعه فرود آمدند ، كوتوال قلعه جنگ را آماده گشت ، و در آنجا يكصد و پنجاه نفر مرد كار را با سردارى دانا و شجاع براى گرفتن آن قلعه گذارده و خود متوجه قصران شدند . و به فتح قلاع آن ديار مشغول گشتند . فقط در مدّت دو سال جميع قلاع كه در آن بقاع بود از طالقان تا لواسان مجموع به تحت تصرّف سادات عظام درآمد و مردم قلعهء لار ، چون ديدند كه مقاومت فايده ندارد ، امان خواستند و قلعه را بسپردند و آن قلعه را نيز خراب كردند ، و جهت ساير