قلاع كوتوال لايق تعيّن كردند و در جميع مواضع داروغههاى متدّين معيّن كردند و از آنجا متوجه لارجان و قلعهء لوندر و قلعهء كارود گشتند .
گفتار در فتح قلعهء كارود و لوندر و نسق آن ديار
چون خاطر مبارك از ضبط و نسق لار و قصران و طالقان و لواسان و آن بلاد فراغت يافت متوجه لارجان گشتند . و تا در آن حين لارجان به تصرّف كيا حسن كياى ضماندار بود ، و ولايت نمارستاق و ديلارستاق و قلعهء كارود و تريته رستاق هميشه تعلّق به حكّام مازندران داشته است .
بعد از قتل ملك فخر الدوله حسن ملوك رستمدار ولايات مذكوره را به تحت تصرّف خود درآورده بودند . و قلعهء كارود هم به تصرف كوتوال ايشان بود . چون فتح قلاع رستمدار واقع گشت ، و عزم تسخير لارجان و ساير قلاع و بقاع مذكوره كردند .
اول بپاى قلعهء كارود تشريف ارزانى داشتند . چون اهالى ولايت نمارستاق و تريته رستاق و اصحاب قلعه ديدند و دانستند كه به جز اطاعت چارهيى نيست به اتّفاق آمدند ، و اظهار عبوديّت و چاكرى نمودند . و گفتند كه ما بندگان هميشه تعلّق به حكّام مازندران داشتيم و بعد از واقعهء ملك فخر الدوله حسن ملوك رستمدار به غلبه و استيلاء اين ولايات را خود قبول كردند ، و قلعه را كوتوال تعيّن فرمودند . اكنون رويان تعلّق به خدّام شما دارد ، و هرچه امر رود بندگان و فرمانبرداريم . و كوتوال قلعه كليد را بيرون فرستاد ، و التماس اموال و دماء خود و ساكنان قلعه نمود ، و در مقام فرمانبردارى درآمد .
حضرت سيادتمآبى بر موجب ارادت ايشان مجموع را تسلّى داد و موهبات و عطيّات فرمود . و جهت ولايت داروغهء قابل تعين كرد . و كوتوال قلعه را امان داده آنچه از آن اصحاب قلعه بود ، بديشان مسلّم داشتند و ساير چيزهاى ديوانى را فرمودند ، تا ضبط كرده بيرون آوردند . و قلعه را بگرفتند و همچنان تا عصر ملك گيومرث مرحوم ويران بود ، بعد از آن آبادان ساختند ، و اكنون معمور و آبادان است ، و متوجه