52 / 21 : ان نجع . . . يعنى اگر سود دهد همان است و گرنه نابودى خواهد بود .
53 / 6 : محا السيف . . . يعنى شمشير ، آثار يا سطرهاى سخنورى را محو كرد و از هرسوى شيران بيشهها آهنگ تو كردند ، پس اگر اقدام كنيد و پا فرابگذاريد - يا - روى آوريد شمشيرهاى تيزى را به كار گيريم كه سرزنش هرسرزنشكنندهاى بر آن آسان و خوار باشد . فان تقدموا بفتح تاء و دال نيز درست است .
53 / 14 : ممكن به تشديد و فتح كاف است .
54 / 6 : قد أتيتك ثلاثا . . . : ترا سه طلاق گفتم و در تو رجوعى نيست .
54 / 17 : ليس الرجال . . . عبارت نثر است نه نظم ، يعنى مردان ، مردان ما نيستند و زمان ، زمان ما نيست .
55 / 1 : لعن اللّه . . . ففزع [ من ] . . . و بايع لمجانسيه بنى العباس - يا - لمجانسته بنى . . . يعنى خدا بو مجرم نه ابو مسلم را نفرين كناد . نگريست - خدا به سوى او ننگرد - به نرمى عباسيان و سختى و درشتى علويان ، پس خرد خويش را رها كرد و در پى خواهش نفس خود رفت و آخرتش را به دنيا بفروخت و با همجنسان خويش ، بنى عباس بيعت كرد - يا - به سبب همجنسى خود با بنى عباس بيعت كرد و آنان را بر گردن مردم مسلط گردانيد .
55 / 11 : مقاتل الطالبيين نام كتابى است از ابو الفرج اصفهانى كه نام مقتولان از فرزندان ابو طالب را در آن آورده است .
56 / 19 : اما على . . . ان لم تنكر النعم - هل جاحد يا بنى العباس نعمته * ابو كم ام عبيد اللّه ام قثم صحيح است و دو بيت در ديوان ابو فراس بههمين صورت است .
57 / 15 : مكافات نيكى در [ غير ] موضع كرد ، درست است .
58 / 1 : چون طوس به سنباد پيوست ( و او زائد است ) سلام گفت .
158 / 5 : و العياذ باللّه ( اگر ) نه كه .
58 / 21 : و بر سر هراستر غلامى ( يا ) و ممكن است اما باشد كه به عربى به معنى ( يا ) است .
59 / 17 : مغابنه يا تغابن يعنى اظهار غبن و زيان .
61 / 12 : جريرم به ضم جيم و فتح واو و سكون ياء و كسر راء اسم مرد است .
63 / 15 : سرى به فتح سين و كسر را و تشديد ياء از نامهاى معروف و مشهور است .
63 / 8 : مدرعه ، به كسر ميم صحيح است .
تاريخ رويان ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: اولياء الله آملى
ص٢٢١