33 / 4 : فضلات : زياديها ، چيزهاى زائد .
33 / 4 : موائد جمع مائده : سفرهء طعام .
33 / 4 : جوعه به فتح جيم : گرسنگى .
35 / 5 : الانسان . . . عبيد به فتح عين در عربى جمع عبد است و چون كلمهء انسان جنس و و مفرد مىباشد ، بايد گفته شود عبد يا اولاد الانسان عبيد الاحسان .
35 / 6 : أحسن . . . با مردم نيكى كن تا دلهاى ايشان را بندهء خويش گردانى ، زيرا چه بسا كه نيكى آدمى را بندهء خود ساخته است .
35 / 16 :
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ ،
برخى از آيه است : از ايشان در گذر و بگو سلام ( بر شما ) گفتن سلام نشانهء صلح و آشتى و گذشت است .
36 / 5 : عليه سلام اللّه . . . سلام خداى بر او باد تا ستارهاى مىدرخشد و تا قمرى بانگ و نوحه كند و تا عنبر بوى خوش دهد .
38 / 14 : در همين حديث عمروا بلادى و نعشوا عبادى يعنى بندگان مرا از زمين بلند كردند و دستگيرى نمودند .
38 / 20 : داد پيغمبرى . . . ظاهرا : داد پيغمبريش رب كريم يا كرد پيغمبرش خداى كريم .
46 / 13 : اصحاب سريه : سريه پارهاى يا فوجى از لشكر است ، از پنج كس تا سيصد و پنجاه كس و چهارصد كس و جمع آن سرايا مىباشد .
47 / 9 : ابقيت . . . بيشتر روايات بقيت است .
47 / 15 : و هذا . . . و اين از واضحترين دلائل است بر بزرگوارى و مردانگى و دلاورى او .
49 / 18 : لا بد للناس . . . مؤلف معنى كرده است . تتمهء كلام حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه چنين است : و يبلغ فيها الاجل و تامن فيها السبل و يؤخذ للضعيف من القوى حتى يستريح بر و يستراح من فاجر .
51 / 7 : مهلب با لام مشدد مفتوح .
51 / 15 : ملكت به معناى ملك است .
51 / 18 : لعنت بر فاطمه و حسن و حسين در هيچ كتابى نيامده است .
51 / 20 : و على المنابر . . . يعنى بر سر منبرها آشكارا وى را دشنام مىدادند و حال آنكه با شمشير او چوبها و تختههاى منبرها برپا شد .