63 / 12 : تبت يدا الايام . . . زيانكار - يا - بريده باد دو دست روزگار كه حوادث آن بيمارى بزرگواران و تندرستى فرومايگان است .
63 / 19 : مصارع بغى : مصارع جمع مصراع است به فتح ميم و راء يعنى هلاك يا جاى هلاك و قتل ، بغى بفتح باء و سكون غين يعنى ظلم و ستم .
64 / 5 : بنى عمنا . . . اى پسرعموهاى ما ! زيادى خونهاى ما را بازگردانيد تا شب شما بخوابد ( در شب آسوده بخوابيد ) يا ملامتگران ، ملامت و سرزنش نكنند ، ما و شما و آنچه در ميان ما بوده است مانند وامدارى است كه با بىميلى خود ، وام او پرداخته مىشود . ضمنا تلمن اللوائم عبارت نادرست يا غير فصيحى است و صحيح آن تلوم اللوائم است .
64 / 11 : نه اوليتر ، شايد نه زائد باشد .
65 / 2 چون از آن باز پرداخت . يعنى چون خليفه از اشتغال به كار سادات و حكام طبرستان بياسود و فارغ شد .
87 / 6 : راح روح ، روح به فتح راء و استحل به ضم تاء و كسر حاء صحيح است .
68 / 13 : بعديتم به ضم ياء صحيح است .
69 / 8 قاضى را بهدست باز دادند : ظاهرا يعنى تسليم كردند .
70 / 8 : محمد ابن زبيده همان امين پسر هارون است كه مادرش زبيده نام دارد .
71 / 17 : نو ابستاد شايد نوابستد يعنى مال بگرفت .
76 / 13 : لا تظلمن اذا ما . . . ستم مكن هرگاه توانا باشى ، زيرا كه ستم سرانجام براى تو پشيمانى بياورد ، يا سرانجام آن ترا پشيمانى آورد .
76 / 16 :
فَقُطِعَ دابِرُ . . .
آيه 45 از سورهء انعام .
77 / 13 : مشاهد طالبيه يعنى مقابر آل ابى طالب .
77 / 14 : واو دعوى تشيع كردى يعنى منتصر خود را شيعى مىخواند .
77 / 20 :
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ . . .
پارهاى از آيهاى در سورهء كهف ، يعنى سگ ايشان دو بازوى خود را در آستانهء در گسترده بود .
78 / 16 : فلما تنازعنا الفخار : به فتح فاء بهتر است .
80 / 2 : حتف و انف غلط است حتف انف به اضافهء حتف صحيح است ، اصل معنى