به عهدهء حسين خان سردار ايروان و برادرش حسن خان سارواصلان صادر شد كه در اخراج طايفه روسيه از قريه بالغلو و حدود گوگچه دنكيز حاضر و آماده شوند .
موكب فيروز در روز پنجشنبه بيست و يكم شهر مزبور از راه ارمغان چاى نهضتآرا و روز سهشنبه بيست و ششم [ ذى حجه الحرام ] ساحات اردبيل مضرب خيام ظفر فرجام « 1 » گرديد و در همان روز ورود از جانب حاجى محمّد خان دولوى قاجار كه مأمور به حدود طالش بود ، موازى سى نيزه سر و بيست نفر زنده از روسيه بداختر و دو « 2 » عرّاده توپ البرز پيكر در نظر فيروزى اثر جلوه نمود . تبيين اين مقال آنكه بعد از ورود حاجى محمد خان به محال اوجارود ، به قريهء گرمى كه در تصرف جمعى از صالدات روسيه بود ، تاختن آورده از يمن طالع خسروى آن محل را به قهر و غلبه گرفته سرها و اسرا و دو توپ معروضه را به اردوى اعلى گسيل كرد .
روز ديگر مسرعان بشارت رسان از جانب حسين خان سردار ايروان رسيدند و از مژدهء فتوحات سردار ، بهجتافزا خاطر شاهنشاه تاجدار گرديدند . تفصيل اين اجمال آنكه ، حسين خان در يوم يكشنبه نوزدهم شهر ذى حجه الحرام از كيفيت احكام قضا نظام آگاه « 3 » [ شد ] و با استعدادى تمام در شب جمعه بيست و دويم شهر مزبور بر سر سنگر باش آباران كه مشحون از يكهزار نفر صالدات روسيه بىايمان بود ، تاخت و بعد از فتح سنگر ، اكثرى از آن جماعت را روانهء داربوار ساخت . كينياز آنجا با بقية السيف به جنگل گريختند و خاك نام و ننگ بر سر بيختند . سبحان قلى خان قاجار قزوينى نيز در همان شب جمعه بر سنگر بالغلو يورش برد و بعد از فتح آنجا ، ده عراده توپ گرفته و جميع مستحفظين آن سنگر را به دست شحنه اجل سپرد . حسن خان سارواصلان از طرف كمرى بر قراكليسيا راند و چهارهزار نفر صالدات روسيه و مردان ارامنه را آيه
« وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً »
« 4 » به گوش هوش برخواندند . دو « 5 » عراده توپ گرفته و جمعى از نسوان ارامنه را گرفته محالّ شورهگل را يكباره از لوث وجود آن ناپاكان پاك كرده بوداق سلطان آيرملو را با ساير مسلمانان به چخور سعد « 6 » ايروان آورد .
هامش
( 1 ) . مجلس : « فيروزىلوا »
( 2 ) . ملى : « ده »
( 3 ) . مجلس : « احكام »
( 4 ) . سورهء توبه ، آيهء 36 ؛ ملى و مجلس :« فَاقْتُلُوا » *( 5 ) . ملى : « ده »
( 6 ) . چخور در تركى به معنى فرورفتگى زمين است و در اينجا مقصود ، زمين پست طرفين ارس است .