تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
گنجه را خواست و او را به اتفاق محمد ولى خان افشار ارومى با نوشتجات متعدده [ 360 ] مشعر بر تحريك علما و فضلا و ايلات روانه گنجه نمود . على قلى خان « 1 » آقاى برادر اغورلو خان را كه در ايروان بود ، از راه ايروم « 2 » بر سر ايلات قاجار و آيروملو « 3 » و قزاق و شمس الدينلو روان فرمود . پس از ورود اغورلو خان به حوالى گنجه ، مردم شهر و ايلات هجوم كرده سر به شورش برآوردند و ايلات قزّاق و شمس الدّينلو مورد خود را كه به زبان معروف عبارت از ايل بيگى است ، مقتول كردند . روسيهء ساكن گنجه و زورآباد به فكر كار افتادند و روى به شهر گنجه نهادند . اهالى شهر و ايلات را در خان باغى گنجه با روسيه مقاتله [ اى ] خشنا رخ داد و باطن ائمه اطهار و طالع شاهنشاه تاجدار يارى كرده جمعى از روسيه قتيل و فوجى دستگير و موازى هشت عراده توپ به دست غازيان شيرگير افتاد . معدودى از آن طايفه با يك عرّاده توپ به جانب شمكور پاى فرار گشودند و اغورلو خان جمعى از سوارهء ايلات را به تعاقب فرستاده در خرابهء شمكور آنها را كلّا اسير نمودند . قليلى از ايشان در ظلمت شب فرارا به جانب تفليس تاختند و احمال و اثقال خود را تماما انداختند . اغورلو خان از فيض همّت داراى زمان وارد گنجه گشته در مكان اصلى آباء و اجداد برقرار گرديد و صورت ماجرا در روز يكشنبه يازدهم شهر محرّم الحرام به عرض شاهنشاه تاجدار رسيد . سرها و اسرا نيز از نظر انور گذشتند و برحسب امر وليعهد دوران ، عبد الله خان دماوندى و نوروز على خان سركردهء دسته سمنانى ، مأمور به محافظت قلعه گنجه گشتند . امير خان دولوى قاجار سردار نيز با فوجى از سواران جلادت‌آميز مأمور به توقّف آن ولايت شد و خاطر هواخواهان آسوده از فتنه روسيهء ضلالت آيت آمد . خلاطه مصطفى خان شيروانى هم تا حوالى شيروان رفت و از اردوى معلّى ابراهيم خان قاجار دولو با دو « 4 » عراده توپ و جمعى از غازيان كينه‌جو از طرف ساليان و حاجى محمّد خان قاجار نيز با سواران و پيادگان جرّار به عزم حمايت مصطفى خان
هامش
( 1 ) . مجلس : - « خان » ( 2 ) . مجلس : « اروم » ( 3 ) . ملى : « آيرلوملو » ( 4 ) . ملى : « ده »