ذكر ورود نوّاب نايب السّلطنه العليه و بولكونوك وكيل دولت روسيه و مأموريت وقايعنگار مروزى به تفليس و اوضاع واقعه تا ورود به دار الخلافهء جاويد انيس
اگرچه در عهدنامهء مباركه كه فى ما بين دولتين عليّتين ايران و روس بسته شد و صورت آن درين كتاب مستطاب ثبت است ، حدود جميع ولايات سواى ولايت طالش معيّن است ، ولى جزئيّات اراضى و صحارى و كلّ دهات را اسما و رسما به سبب عدم احتياج قيد ننمودهاند . درين چهارده سال سنوات مصالحه ، اكثر اوقات معتمدين و مهندسين به سرحدّات معلومه مىرفتند و دلايل و براهين در باب حدّ و سنور با معتمدين روسيه مىگفتند و جوابها مىشنفتند . درين سال جماعت روس بر سر لجاج و احتجاج ايستاده و قرار گفتگو را بر اين دادند كه محلّ مشهور به بالغلو و گونى و گوگچه تنگيز من توابع ايروان داخل رسدى روس است و عدم قبول اين دعوى موجب وقوع دريغ و افسوس حسين خان سردار ايروان مراتب لجاجت جماعت روس را درين باب عرضه داشت نمود و ينارال يرملوف سردار « 1 » گرجستان نيز به جهت اثبات مطلب خود بولكونوك مرزاويچ وكيل دولت روس را با شاهمير خان ارمنى ترجمان فرستاده در دربار دولت عظمى مهر از سر گنجينهء اين ادعا برگشود .
نوّاب نايب السّلطنة العليّه به جهت تشخيص همين مراتب احضار شد و حسن خان قاجار قزوينى سارواصلان نيز « 2 » وارد دربار فلك مدار چند روز متوالى حضرت نايب السّلطنه و جناب آصف الدّوله و سارواصلان و حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى كه واسطهء صلحنامه بود و ميرزا محمّد على آشتيانى كه بارها با مهندسين روس درين مواد مكالمات مىنمود ، با بولكونوك مزراويچ و شاهمير خان « 3 » نشستند و به رشتهء دلايل مسجّل زبان لجاجت او را بستند . باز از فرط غرور و عدم انصاف موفور خود را راضى نمىكرد و گاهى دعوى خويش را بهطور خواهش و استدعا به ميان مىآورد . بالاخره
هامش
( 1 ) . ملى : « سرو »
( 2 ) . مجلس : « از ايروان »
( 3 ) . ملى : - « شاهمير خان »