تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
چنين ذاتى امورات صدارت را بود اولى * چنين شخصى مهمات وزارت را بود انسب بلى اندر موارد نفى از اعلى است بر ادنى * بلى اندر صوادر منع بر ابعد ز هر اقرب چو كلكش را عدو خوارى چه باك از كينه دشمن * چو ضيغم « 1 » را توانايى چه بيم از حيلهء ثعلب ز فرط احتسابش عدل اندر جلوه چون آهو * ز بيم انتقامش فتنه اندر خواب چون ارنب « 2 » ضميرش را بود با ماه گردون پيش هر دانا * دواتش را بود با چاه زمزم نزد هر مشرب همان نسبت كه دارد چاه زمزم با چه بابل * همان صورت كه دارد ماه گردون با مه نخشب قوام او دوام او يكى لازم يكى الزم * وجود او سجود او يكى واجب يكى اوجب جمال او جلال او يكى حسن و يكى احسن * همان او زوال او يكى صعب و يكى اصعب مه و مهرش دو پيك آيد يكى شامى يكى رومى * شب و روزش دو خنگ آيد يكى ادهم يكى اشهب « 3 » زمين را هرقدر ساحت دوابش را بود مرتع * فلك را هرقدر وسعت خيامش را بود مضرب به عهد عدل او بر گردنى طوق تظلّم نه * مگر بر گردن خوبان دلارا طوقى از غبغب ز توقيعش معطر مىشود هر دم مشام جان * مركب مشك اذفر « 4 » شد مگر با عنبر اشهب
هامش
( 1 ) . شير بيشه . ( 2 ) . ارنب : خرگوش . ( 3 ) . ادهم : اسب خاكسترى مايل به سياهى ؛ اشهب : اسب سياه و سفيد . ( 4 ) . اذفر : تيز ، تيزبو ، تندبو .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 598 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )