صورت عهدنامهء دولتين عليّتين ايران و روم
غرض از تحرير اين كتاب مستطاب آنكه ، درين چند سال به سبب وقوع بعضى از حوادث ميان دولتين عليّتين ايران و روم اسلام ، روابط صلح و صفوت و ضوابط دوستى و الفت قديمه مبدّل به نقار و خصومت و مودّى به حرب و كدورت گشته بود . به مقتضاى جهت جامعهء اسلاميّهء اسلام و عدم رضاى طرفين به سفك دماء و وقوع اينگونه حوادث و اوضاع و اعادت سلم و مودّت و تجديد دوستى و محبّت از جانب دولتين عليّتين اظهار رغبت و موافقت شده و به موجب فرمان همايون اعليحضرت شاهنشاه ممالك ايران بالقابه فتحعلى شاه قاجار - خلّد اللّه ملكه و اقباله - و حكم مأموريّت نامهء نوّاب « 1 » وليعهد دوران عبّاس ميرزا باوصافه ، اين عبد مملوك و چاكر جاننثار به وكالتنامه مباهى و مخصوص گشته ، از جانب دولت عليّهء عثمانى نيز به امر و فرمان اعليحضرت سلطان غازى سلطان محمود خان بتحميده ، وكالتنامه [ اى ] به جناب والى ولايت ارزنة الرّوم محمّد امين رئوف پاشاى سرعسكر جانب شرق عنايت شده بود اين عبد مملوك در مدينهء ارزنة الرّوم با جناب سرعسكر مشار اليه ملاقات بعد از مبادلهء وكالتنامههاى مباركه عقد مجلس مكالمه كرده مصالحهء مباركه به اين آيين ترتيب و تعيين يافت .
اساس : از قرارى كه در تاريخ يكهزار و يكصد « 2 » و پنجاه و نه به موجب مصالحه و عهدنامه واقعه گشته ، حدود و ثغور « 3 » قديمه و شرايط سابقه از امر حجّاج و تجّار و ردّ « 4 » فرارى و تخليهء سبيل اسرا و اقامت شخص معين در دولتين عليّتين تماما و كمالا بين الدولتين مأتىّ « 5 » و مرعىّ و معتبر بوده به اركان آن وجها من الوجوه خللى عارض نشده در ما بين دولتين عليّتين شرايط دوستى و مقتضاى الفت [ 342 ] و محبّت ابدا در كار باشد . بعد ازين شمشير خلاف در غلاف بوده در ميانهء دو دولت معامله [ اى ] كه مؤدّى كدورت و برودت و منافى سلم و صفوت باشد ، وقوع نيابد و آنچه داخل حدود قديمهء دولت عليّهء « 6 » عثمانى مىباشد و در اثناى حرب و قتال به دست دولت فخيمهء ايران آمده ،
هامش
( 1 ) . ملى : - « نواب » .
( 2 ) . ملى : « سيصد » .
( 3 ) . ملى و مجلس : « سنور » .
( 4 ) . ملى : « رود » .
( 5 ) . ملى : « ما فى » .
( 6 ) . ملى : - « عليّه » .