در اصل حرم محترم بيت اللّه الحرام بيادگار منظور آمد .
غزل :
محرمى بايد كه پيغامى برد * نزد جانان نام گمنامى برد
بندد احرامى نخست از احترام * در حريمى ره به احرامى برد
از دو چشمش زمزمى سازد عيان * ارمغان را مختصر جامى برد
با تن و جان و دلى لبيكگوى * پى به درگاه دلارامى برد
هم در آن درگاه تكريمى كند * هم بران خدام اكرامى برد
بار يابد چون در آن دلكش حرم * قصّه از بىسرانجامى برد
عرض درويشى به سلطانى كند * درد ناكامى به خودكامى برد
دل كند قربانى خدام دوست * پيش خاصان هديه از عامى برد
ذكرى از آنجا برد « 1 » از عاشقان * نامى از خون دل آشنا مىبرد
نيست عارى گر ز ما ذكرى كند * نيست ننگى گر ز ما نامى برد
مطلب خاقان مگويد « 2 » پيش دوست * پخته را عرضى از خامى برد
ذكر ورود نجيب افندى سفير دولت روم و وقوع مصالحه و تحرير عهدنامه با امنيان دولت ابد ملزوم
در اواسط شهر جمادى الثانى سنهء يكهزار و دويست و سى و نه [ هجرى قمرى ] نجيب افندى نامى از اعاظم دولت عثمانى به سفارت اين شوكت ابد مبانى رسيد و مستوفى الثانى ميرزا ابو القاسم اصفهانى وزير خراسان كه تازه از آن مملكت مراجعت كرده بود به استقبال او شتافته و مشار اليه را به احترامى تمام دريافته در سراى جناب امين الدّوله عبد اللّه خان مستوفى الممالك وارد گردانيد . بعد از رجعت موكب اعلى از دار الايمان قم در عمارت مباركهء [ 341 ] گلستان به دلالت امير كبير محمود خان دنبلى
هامش
( 1 ) . مجلس : « رود » .
( 2 ) . ملّى : « مگربد » .