تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
در اصل حرم محترم بيت اللّه الحرام بيادگار منظور آمد . غزل :
محرمى بايد كه پيغامى برد * نزد جانان نام گمنامى برد بندد احرامى نخست از احترام * در حريمى ره به احرامى برد از دو چشمش زمزمى سازد عيان * ارمغان را مختصر جامى برد با تن و جان و دلى لبيك‌گوى * پى به درگاه دلارامى برد هم در آن درگاه تكريمى كند * هم بران خدام اكرامى برد بار يابد چون در آن دلكش حرم * قصّه از بىسرانجامى برد عرض درويشى به سلطانى كند * درد ناكامى به خودكامى برد دل كند قربانى خدام دوست * پيش خاصان هديه از عامى برد ذكرى از آن‌جا برد « 1 » از عاشقان * نامى از خون دل آشنا مىبرد نيست عارى گر ز ما ذكرى كند * نيست ننگى گر ز ما نامى برد مطلب خاقان مگويد « 2 » پيش دوست * پخته را عرضى از خامى برد

ذكر ورود نجيب افندى سفير دولت روم و وقوع مصالحه و تحرير عهدنامه با امنيان دولت ابد ملزوم

در اواسط شهر جمادى الثانى سنهء يكهزار و دويست و سى و نه [ هجرى قمرى ] نجيب افندى نامى از اعاظم دولت عثمانى به سفارت اين شوكت ابد مبانى رسيد و مستوفى الثانى ميرزا ابو القاسم اصفهانى وزير خراسان كه تازه از آن مملكت مراجعت كرده بود به استقبال او شتافته و مشار اليه را به احترامى تمام دريافته در سراى جناب امين الدّوله عبد اللّه خان مستوفى الممالك وارد گردانيد . بعد از رجعت موكب اعلى از دار الايمان قم در عمارت مباركهء [ 341 ] گلستان به دلالت امير كبير محمود خان دنبلى
هامش
( 1 ) . مجلس : « رود » . ( 2 ) . ملّى : « مگربد » .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 584 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )