تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
نه ، به سوى ديار آخرت شتافت . در حقيقت صدرى كريم بود و در ايّام اختيار در كار با عموم اهل روزگار به ريزش و بخشش زندگانى مىنمود . خدمات ديوان صدارت بدون اسم مزبور به علاوهء منصب مستوفى الممالكى به حضرت عبد اللّه خان ولدش عنايت شد و از ظهور اين عارفهء كبرى قرين مفاخرتى بىنهايت آمد . تاريخ [ 340 ] وفات صدر عالىقدر از كلك مولّف تراويد و درين روزنامچه ثبت گرديد . [ مصرا ] ع :
حيف دانا مردن و افسوس نادان زيستن
لمولفه :
معدن جود و سخاوت صدراعظم اى دريغ * رفت و از آن رفتنش چشم امل در خواب شد آن حسين اسم و حسن رسم آن‌كه باب جاه او * سجدهء اهل يقين را تالى محراب شد تا كليد كلك او در قفل روزى شد به چرخ * باب‌هاى بسته را از جود فتح الباب شد از رسوم او فرو بگرفت عالم را ادب * زان كه ذات پاك‌زادش منبع آداب شد گردن همّت نشد از پنجهء رادش رها * پنجه‌اش بر گردن جود و سخا قلّاب شد درد فقر مستمندان جهان را شد طبيب * در مزاج فقر جودش تالى جلّاب شد تا شهاب كلك او اندر هواى دهر تاخت * ز آسمان ملك ديو مفسدت پرتاب شد از قضاى مبرم تب جسم او آمد بتاب * رشتهء ارباب آز از اين بلا بىتاب شد حيف از آن ذات شريف او كه در باب ملك * كارگاه انتظام ملك بىاسباب شد