تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
خرگاه سپهر اركان را در آن‌جا برده ، سپهرى ديگر برفراز آن كوه سپهر اثر برپا كردند و مباشرين كارخانجات سلطنت انواع مأكولات از اطعمه و اشربه و فواكه و غيره به قدر گنجايش چند روزه برده سفرهء عام در آن كوه سيمرغ مقام گستردند . شهريار با احتشام در اوايل شهر ذى قعدة الحرام در روزى سعادت فرجام سوار بر بارهء صرصر تك كوه مقام و با جمعى از ملك‌زادگان و خاصان با احترام ، عازم آن قلّهء كوه فلك‌فرجام شدند . از قرارى كه خود از لفظ گوهربار شاهنشاه تاجدار شنيدم ، از هنگام حركت اعلى از قصر كاوس امامزاده قاسم تا وصول برفراز كوه ، مدّت چهار ساعت تمام توسنان باد پاره سپار از گام بدند . برفراز آن كوه چشمه‌اى است كه در شدّت گرماى تابستان آبى كه از آن چشمه مىتراود ، بىامتداد زمانى منجمد مىگردد و قرن‌هاى نامعدود است كه كوه‌كوه يخ در قلهء آن كوه بر سر هم ريخته و آب سيال و صخرهء صمّا باهم آميخته است . رودخانهء كرج كه از سمت غربى دار الخلافهء به بلوك شهريار جارى و رودخانهء جاجرود كه از طرف شرقى به بلوك ورامين سارى است ، چشمهء هردو يكى [ است ] و در همان مكان واقع بىشكى است . هوايش در ايّام تابستان به مرتبه [ اى ] سرد است كه زيست بىآتش ممكن نيست . آيا سورت سرماى زمستان چيست ؟ خلاصه شب‌ها برفراز آن كوه آتشبازان زبردست به حكم حكمران هر بلند و پست سحرپرداز و شعبده‌باز بودند و اهالى دار الخلافه ، انوار آتش موسى را در آن كوه طورآسا مشاهده مىنمودند . مهدى قلى خان دولوى قاجار از شدّت سرما از پاى تا سر منجمد گرديد و جناب جالينوس انتساب ميرزا محمّد رحيم شيرازى طبيب خاصّه از پيمودن آتش سيّال آن انجماد را رفع گردانيد . مولّف قطعهء غزلى در آن اوقات انشاد و برفراز قلّهء آن كوه به خاكپاى همايون فرستاد . موازى يك قطعه كبك درى زنده [ 339 ] كه از طيور آن جبل ارزنده است ، به انعام اين بنده مقرّر شد و از ظهور « 1 » اين عاطفت عظمى بر امثال و اقران مفتخر آمد و هى هذه . لمولّفه :
ساحت قلّهء البرز كه شه جسته مكان * عرصه طور و در آن نور خدا گشته عيان
هامش
( 1 ) . مجلس : « طيور » .