تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣

بخش 6

بهاريه سال فرخ مآل توشقان ئيل تركى مطابق با سنه ميمونهء يكهزار و دويست و سى و چهار و مراجعت نواب شجاع السلطنه العليّه به ارض اقدس رضويه و حركت موكب بهيّه به چمن سلطانيه

داراى سعيد و جهان‌آراى رشيد ، اعنى جمشيد خورشيد درين سال فيروزى تأئيد ، بعد از انقضاى ده ساعت و يازده دقيقه از روز چهارشنبه بيست و چهارم شهر جمادى الثانى سنهء يكهزار و دويست و سى و چهار مطابق توشقال ئيل تركى ، از دار الخلافه حوت به سلطانيه حمل ، حمل‌ونقل نمود . « 1 » نوباوهء سرو جويبار به حكم خسرو بهار با جنود نامعدود سبزه و ازهار و سردارى چنار به نظم خاورزمين گلشن شتابان شد و مؤكب سلطان فروردين با يك جهان شوكت و تمكين به عزيمت سلطانيه چمن روان . عندليب داود « 2 » شعار در دار السّلام گلزار منصب ايالت يافت و از فرمانبردارى نوباوهء سرو آزادى روى برتافت و سفير وقايع‌نگار قمرى به استمالت او شتافت . وزير شكوفه كه صدر نشين ايوان ديوان سلطان بهار بود ، كلك و دفتر شاخسار و اوراق اشجار را وداع گفت و از صرصر شيب روى به « 3 » نشيب آورده با يك جهان حسرت در خاك هلاك خفت . امرا و وزراء اشجار از سالخورده و خردسال از فيض تربيت باغبانان نهال ، تغيير و تبديل يافتند و سفراى شمال و صبا از اطراف اتلال و مدمن به دار الملك چمن شتافتند . شاهدان رياحين را نوبت عروسى شد و با شاهزادگان نهال هنگام ازدواج و ديده بوسى . باز خسرو نوروز به زيارت روضه مطهره گلزار آمد و خسرو صاحبقران به جهت جشن نوروزى هنگام جلوس بر تخت گوهرنگار شد . باز به قانون كيان تخت گوهرين و بزم
هامش
( 1 ) . ملى : « از دار الخلافه حوت سلطانيّه جمل حمل و نعل نمود » ( 2 ) . ملى : « داد و » ( 3 ) . ملى : - « به »