هر آن كس را كه سنجيدم ز حسرت * به تاريخ وفاتش سبحه بشمرد
رقم زد خاورى هم با دل زار * كه خان كامياب مروزى مرد
ذكر ورود معتمد دولت روسيه بولكونوك مزراويچ به دربار شوكتمدار و رجعت ميرزا عبد الحسين خان از سفارت نمسا
اين بولكونوك مزراويچ اصلش از مملكت ايتالياست و در دولت روس ، معتمدى با برگ و نوا . چون قرار معاهدهء ميمونه اين است كه وكلاى طرفين در مملكت جانبين اقامت نموده مشغول امور تجّار مملكتين باشند ، و از قرارى كه ذكر شد ، بنا چنين بود كه الكسندر يرملوف سردار گرجستان ، معتمدى از براى اتمام امور روانهء درگاه سپهر دستور نمايد و بولكونوك مزراويچ هم از جانب دولت روس به اسم وكالت اين شوكت ابد مأنوس نامزد گشته در تفليس مىزيست ؛ لهذا درين اوقات ، سردار گرجستان او را با شاه مير خان ارمنى ترجمان كه به تركى ديلماجش نامند ، روانه داشت و بعد از ورود به دار الخلافه در سراى جناب ميرزا محمد شفيع صدراعظم ، بار اقامت گذاشت . بعد از شرفيابى در حضور باهر النّور شاهنشاهى قرار بر آن « 1 » شد كه در باب توقف او اختيار با وليعهد زمان باشد ؛ يا در دار السلطنه تبريز ، يا در دار الارشاد اردبيل يا هر جا از مملكت آذربايجان كه خواهد او را منزل دهند .
در خصوص تعيين حدود طوالش ، كه قبل ازين اشاره شد نيز ، مقرّر گرديد كه نوّاب معزّى اليه معتمدى با او همراه و اين امر را يك طرف نموده از هر طرف آسوده باشند . در باب امر اسرا موافق فصل ششم عهدنامه ، پاره [ اى ] گفتگو داشت . بالاخره قرار بر اين شد كه خاطر بر سكونت گماشت . الحمد لله كه هيچيك از اسراى متوقفه در ايران ميل به مراجعت ننمودند . مگر يك دو نفر و آنها نيز بلا علاقه و بلا مذهب بودند : يكى فريدون خان نامى از غلامان گرجى نوّاب حسين على ميرزاى فرمانفرماى مملكت
هامش
( 1 ) . ملى : « برين »