تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
رشتى وزير سركار شاهزاده كرده ، روز هفتم ورود عقاب رايات ظفر آيات به عزيمت دار الخلافه بال همايون فال برگشاد و در ورود ولايت بسطام بنه و اغروق را به اتّفاق جناب نظام الدوله حاجى محمد حسين خان از راه سمنان و خار روانه و خود از راه چشمه‌على دامغان صيد و نخجير را بهانه نمود . بعد از استيفاى حظّ كامل روز پنجشنبه هفتم شهر ذى حجة الحرام سنهء يك‌هزار و دويست و سى و سه عرصهء وسيع دار الخلافه از يمن ورود شهريار عادل طراوتى كامل حاصل [ نمود ] . [ مصرا ] ع :
« دولت معين و بخت مساعد ستاره يار »

ذكر ورود فرستادهء شاهزاده كامران افغان و آوردن پيشكش و عرض اختلال دولت افغان و شرفيابى نواب شجاع السلطنه به دربار و وفات حاجى محمّد حسين خان مخاطب بار

بدانكه پادشاهان مؤيّد را اكثر اوقات تدبير موافق تقدير است و قول و فعل ايشان كلا در هر موردى از موارد با تأثير . در هنگامى كه موكب همايون در دور خبوشان و حكم كور كردن فتح خان افغان را به كامران ميرزا صادر فرمود ، بعضى از عقلاى دربار كمال حيرت را داشتند و اين حكم را بدون تصوّر و دور از امتثال مىپنداشتند . بالاخره محاسن آن بروز كرد و زمانه بازيچه‌هاى عجيب به روى كار آورد . تفصيل اين اجمال آنكه ، بعد از نزول موكب اجلال به دار الخلافهء تهران و طىّ ايّام خريف و حصول فصل زمستان ، خالق داد خان نام درّانى با يك زنجير فيل و سى طاقه شال عمل كشمير و مبلغ پنج‌هزار تومان زر نقد از جانب كامران ميرزاى والى حرات شرفياب درگاه سپهر علامات [ شد ] و بعد از استسعاد به حضور مرحمت دستور و گذرانيدن عريضه و پيشكش ، مراتب اختلال دولت افغان را معروض داشت و حقيقت اين مطالب را به اين سياق بر طبق عرض گذاشت كه : اوقاتى كه فتح خان در مقام جدال با