قلعهء خبوشان درگذشت و گروگان رضا قلى خان را به ارض اقدس فرستاده خود نيز با آن همه لشكر عازم زيارت آن روضهء مقدّس گشت .
منصور خان باركزائى « 1 » و ساير فرستادگان قديم و جديد كامران ميرزاى افغان كه خبر كورى فتح خان و امتثال فرمان حضرت صاحبقران را آورده بودند ، مورد انواع نوازش آمدند . و مرخّص شدند و نجف قلى خان ساوجبلاغى نسقچى باشى نوّاب شجاع السلطنه با فرامين مرحمت آيين « 2 » و فرمايشات عنايتانگيز و خلعت آفتاب طلعت و كمر خنجر جواهر مأمور به سفارت هرات گشته با فرستادگان مزبور روانه آمدند . امرا و خوانين و كدخدايان و ريش سفيدان كه ذكر شد ، هريك - على قدر مراتبهم - از احسان كمر خنجر مرصّع و خلاع زر تار مشعشع ، بهرهور گشته و امير حسن خان عرب زنگوئى « 3 » حاكم طبس را از لقب وكالت مملكت خراسان فرق اعتبار از سپهر دوّار گذشته مرخّص اوطان خويش گرديدند و موكب اعلى در اواسط شهر شوّال المكرّم به عزم زيارت مشهد حضرت رضا - عليه التحيه و الثنا - از دور خبوشان حركت كرد و ملتزمين ركاب ظفر مآب كه از هر رهگذر زياده از يكصد هزار نفر بودند ، از تصدّق فرق همايون و فيض زيارت آن ارض سعادت مشحون ، به زيارت دارين رسيدند .
صاحبقران نامدار در درب خيابان بالا از فراز باره به زير آمده در هرچند قدم بر خاك ضراعت افتاده و لعل همايون بر آن خاك شرافت مقرون نهاده در حقيقت عرش مسير شد .
رعايت ادب را از دار الحفّاظ قدم پيشتر نگذاشت و در آستان حرم محترم در جايى كه ضريح مقدّس در نظر است با گردنى افتاده ايستاده و قطرات عبرات « 4 » از ديده سر داده و زبان به خواندن زيارتنامه برگشاده ، دست به دعا برداشت . شش روز در خارج شهر توقّف فرموده و در آن اندك زمان ، علما و سادات و خدمه آن ارض فيض سمات را جيب و دامان از جوايز و صلات ، گرانبار فرمود . صحنى جديد در پايان پاى مبارك بنا نهاد و مبلغ دههزار تومان زر نقد به جهت مصارف آن تسليم ميرزا موسى
هامش
( 1 ) . از ديگر رهبران باركزايىها ، دوست محمد خان بود كه از 1242 ه . ق برابر با 1826 سلسلهاى در افغانستان ايجاد نمودند .
( 2 ) . مجلس : « آميز »
( 3 ) . ملى و مجلس : « زنگولى »
( 4 ) . اشك .