[ 293 ] گشته به جهت فرستادن معتمد الدوله به هرات به وسوسه بنياد خان پرداخت .
بنياد خان خود مردى عاقبتنگر بود و اقدام به اين جسارت در انديشهء او خلاف رسم مآلبينى مىنمود . معتمد الدّوله نيز در آن گرفتارى بنياد را به لطايف نرمنرم دلگرم ساخت و به وساطت عريضه در حضرت شاهزاده به استدعاى عفو گناهان او پرداخت .
خلاصه على الصباح كه رايت فيروز خورشيد فروزان از كافر قلعه افق نمودار گشت ، نوّاب شاهزاده از رباط كافر قلعه سوار شده به اردوى بىصاحب فتح خان رسيد . ذو الفقار خان سمنانى قبل از وقت خود را به آن اردو انداخته كار دستجات ابواب جمعى را از غنيمت بىنهايت ساخته بود . نوّاب اشرف در خيمه مخمل زراندوز فتح خان قرار يافت و برحسب امر و الا هر تن از سواره و پيادهء لشكر به سوى غنيمت شتافت . بالجمله نوّاب شاهزادهء فيروزىلوا به استدعاى معتمد الدوله مصلحت نما خلعت و رقم حكومت ولايت غوريان و باخرز و كوسويه را مصحوب ميرزا على رضاى رشتى برادرزاده ميرزا موسى وزير به اسم بنياد خان روانه و ظهور اين مرحمت خلاصى معتمد و صداقت بنياد را در خدمت بهانه شد .
بنياد خان جناب معتمد الدّوله را با تداركى شايان و جمعى از بنى اعمام خود به صيغهء گروگان به حضور پر نور و الا فرستاد و حضرت اشرف پس از انتظام آن حدود و ثغور ، به جهت تدارك ورود موكب منصور ، به مراجعت ارض فيض ظهور روى نهاد . اين اخبار مختلف متدرّجا و مختلفا در ارباع فيروزكوه و ساور به عرض خسرو مظفر ، رسيد و خاطر همايون بعد از يقين بر فتح ، الى غير النّهايه مبتهج و مسرور گرديد .
لمؤلفه :
چون خبرها مختلف دارد اثرها بر خلاف « 1 » * ورنه بوى ماه كنعان آيد از هر پيرهن
بالجمله فرامين مرحمت آيين به افتخار نوّاب شجاع السّلطنه و ساير جانبازان ركاب سنيّه صادر و حضرت و الا به محاصره قلعه تربت حيدريه و تدمير محمد خان
هامش
( 1 ) . مجلس : « اثرها اختلاف »