بخش 1
[ 5 ] ذكر شمه [ اى ] از اوضاع مملكت و سلطنت ايران
هيچيك از ارباب تواريخ عجم ، كيفيت و كميت مملكت ايران را در كتب خويش ثبت نكردهاند . اين بنده مدحتگزار به سبب مناسبت و تازگى به ذكر شمه [ اى ] از احوال و اوضاع آن پرداخت و اين گوهر بديع را آويزه گوش مستمعان ساخت .
بدانكه مملكت فسيح « 1 » المساحت ايران - صانها الله تعالى عن طوارق الحدثان - موافق قانون اهل رصد و زيج ، برخى از اقليم سيّم و اكثرى از چهارم و پاره [ اى ] از پنجم است . طول اين مملكت موافق حد و ستور قديم ، از كوه قفقاز كه آخر حد گرجستان و داغستان ، قرين به خاك روس است تا آخر حد خاك كرمان متصل به درياى هندوستان مىباشد . مسافت اين طول به خط مستقيم ، سيصد و سى فرسنگ است و عرض اين مملكت از ساحل رود جيحون تا كناره دجلهء بغداد به خط مستقيم دويست و سيزده فرسخ . بعدش از خط استوا طولا از كنار درياى هند تا كوه قفقاز ، بيست و پنج درجه و سى دقيقه تا چهل و دو درجه است و عرضا از دجله بغداد تا رود جيحون ، سى و سه درجه و بيست دقيقه تا سى و نه درجه و سى دقيقه است .
شانزده ايالت و محل حكومت دارد : يكى در سمت مغرب است كه آذربايجان مىنامند و چهار ايالت در طرف شمال و بحر خزر است كه گرجستانات و شيروانات و گيلانات و طبرستانات مىگويند . دو ايالت در جانب مشرق است كه اراضى اوزبك در
هامش
( 1 ) . وسيع