تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
ضرب چوب سندان‌كوب ، ناخنان او را ريختند . نوّاب ميرزا محمّد جعفر پيشكشى وافر داده نجات يافت و بدون تفقدى از سركار همايون به دار العباده شتافت . چون قاتلى معلوم نبود ، از جميع مرتكبين بعد از تنبيه كامل ديت مقتول حاصل شد و پس از آن فارغ از اغلال و سلاسل . حضرت اعلى رعايت سلسله ميرزا خليل الله را زياده منظور فرمود و جناب آقا خان ولد اكبرش را كه به‌جاى پدر خليفه فرق اسماعيليه بود ، به شرف مصاهرت اعلى سرافراز نمود . « 1 » ضبط محال ساير البلوك ولايت قم به علاوه ضبط محلات به او مرحمت و كيفيت اين عدالت سامعه‌افروز هر امت و ناحيت آمد . تاريخ قتل ميرزا خليل الله از كلك مولف تراويد و درين رساله ثبت گرديد . لمؤلّفه :
كشته شد در يزد همنام خليل * حشر او هم با خليل الله باد شه خليل اللّه شهره در جهان * با خليل اللّه هم همراه باد آن‌كه بر قوم سماعيلى امام * زين امامت ياريش « 2 » اكراه باد در جهان چون شاه مىبودش خطاب * در بهشت جاودان هم شاه باد كردهء نيكش گران چون كوه بود * كفّهء « 3 » جرمش سبك چون كاه باد تا بود بارش به باب كبريا * از رموز بندگى آگاه باد چون گريبان‌ها گرفتار گناه * دست جرم از دامنش كوتاه باد در بهشت جاودان با حوريان * برتر از اقران و از اشباه باد آن‌كه كشت او را بدين‌سان از بلا * خود گرفتار بلا ناگاه باد از براى سال قتلش خاورى * گفت از قتل خليل اى آه باد
هامش
( 1 ) . مجلس : - « و جناب آقا خان ولد اكبرش را كه به‌جاى پدر خليفهء فرق اسماعيليه بود ، به شرف مصاهرت اعلى سرافراز نمود » ( 2 ) . مجلس : « باريش » ( 3 ) . ملى : « گفته »